گروه ما توی اعتکافهای رهپویان، یکی از وظایفش پوشش خبری مراسم و تهیهی گزارش تصویری از قسمت خواهران هست. به خاطر همین یکی از ابزار کارمون اینترنته که هر سال بهمون قول تهیهاش رو (برای این سه روز، توی مسجد) میدن و هر سال هم به دلایلی جور نمیشه و این درحالیه که برادران هر سال از نعمت اینترنت برخوردارن! ![]()
پارسال قبل از اعتکاف چنان قولهای محکمی از جانب مسئولین کانون، در ردههای مختلف، گرفتیم که از راحتی خیال داشتیم خفه میشدیم.
ولی خب باز هم نشد! شاید قسمت نبوده، شاید هم خدا نخواسته بود! البته سیم تلفنش بهمون رسید که حداقل همین باعث خوشحالی چند ساعته و برگشتن کورسوی امیدواری ِ از دست رفتهمون شد.
بگذریم از این که به خاطر تکرار همین ضعف هرساله، یه دورهی کوتاهی از اعتکاف پارسال رو به منظور حمایت از نیروهای پرکار و پرنشاطمون، تصمیم به اعتصاب گرفتیم؛
اما به هر جهت با تهیهی گزارش و ۳۰۰۰ تا عکس از مراسم، تونستیم رضایت رئیس محترم گروه رو جلب کنیم.
با همهی این احوال، اعتکاف پارسال، برای من، قشنگترین و بهیادموندنیترین اعتکاف بود.
این پست رو میخواستم «پالیزدار وار» اختصاص بدم به نقدنامهای نسبت به بعضی از جنبههای مختلف مدیریتی اعتکاف کانون، که آخر و عاقبتِ جناب پالیزدار آئینهی عبرتم شد و عاقلانه از این تصمیم برگشتم!
و الان از اون نقدنامه فقط به چند تا سؤال زیر اکتفا میکنم:
۱- آخه چه اصراریه؟!
۲- چرا رحم نمیکنید؟!
۳- چرا کیفیت بعد از کمیت؟!
۴- ماکیاول، آری یا نه؟!
۵- مگه خواهران چه گناهی کردن؟! (این سؤال احتمالاجزئی از سوال ۳ بوده!)
در آستانهی این همایش بزرگ معنوی، از همهی دوستان طلب بخشش میکنم و التماس دعا دارم. انشاءالله که بنده رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید. ![]()

