نگارهٔ ششم
نگارهٔ بیست و چهارم
نگارهٔ بیست و سوم
نگارهٔ هفتم
نگارهٔ چهاردهم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱م, مرداد ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 20,288 نفر

    اگر این پل را صراط مستقیم و حد وسط حجاب فرض کنید، بعضی‌مان از این طرفِ «افراط»ا‌ش افتاده‌ایم و بعضی‌مان در آن طرفِ «تفریط»اش غرق شده‌ایم.

    تفریطش که توضیح نمی‌خواهد. بحمدالله روزانه فوج‌فوج مصادیقش را می‌بینیم. اما توی طرف افراطش هم گاهی اعجوبه‌هایی پیدا می‌شود که فقط باید با چشم خودت ببینی تا باورت بشود.
    .

    بندهٔ خدا خیلی خوشحال بود که از بچگی دخترش را با حجاب بارآورده و پیش خلق‌الله هم حسابی بهش افتخار می‌کرد. وقتی در مورد «حیا»ی دخترش حرف می‌زد، آدم ناخواسته یاد مریم مقدس می‌افتاد.

    بعدتر معلوم شد که دختر خانم که حالا عروس خانم شده بود، آن‌قدر محجوب بوده که از شوهرش هم حجاب می‌گرفته است!

    حتی وقتی یک بار شوهر بی‌عفتش(!) دستش را گرفته بوده، با تندی چنان دستش را از دست او کشیده بوده که شوهر حسابی از بی‌حیایی خودش شرمنده شده! و خلاصه شوهر آن‌قدر از این بی‌عفتی‌ها کرد که دختر ِ باحیا(!) طاقتش طاق شد و برگشت پیش مادرش.

    مادرش، بندهٔ خدا، برای دامادِ ناکام که هاج و واج ِ رفتار همسرش بوده، توضیح می‌دهد که «دخترهای من خیلی خیلی باحیا بزرگ شده‌اند»، آن‌قدر که وقتی خواهر بزرگ‌تر عروس‌خانم، سر سفره، کنار شوهرش می‌نشسته، مادر به سفارش پدر به‌شان اشاره می‌کرده که «زشت است جلوی پدر، کنار هم بنشینید»!

    خلاصه آخرش آقای داماد که می‌بیند در مقابل این همه حیای عروس خانم، خیلی بی‌عفت است، عروس خانم را به مادرش می‌سپارد و می‌رود دنبال یک عروس خانمِ کم‌حیاتر!

    دختر خانم هم که از بچگی به اسم «حیا» و «حجاب» و «عفت» آن‌قدر از آقاپسرها فاصله گرفته بوده که کم‌کم از آن‌ها بدش آمده بوده و در نظرش موجودات خبیثی شده بودند؛ با این تجربهٔ کوچک، برای همیشه از آن‌ها متنفر ماند و دیگر به هیچ‌وجه به زندگی مشترک با یکی از این موجودات خبیث فکر نکرد.
    .

    - تعریفی که هر کدام‌مان از عبارت‌های زیبایی مثل «حیا» و «عفت» داریم، با هم فرق دارد. آن‌ها را برای هم روشن کنیم.
    - وقتی یک کار غلط، برچسب زیبایی بخورد، به سختی می‌شود اشتباه بودنش را توضیح داد. (مثل برچسب زیبای حیا که این مادر به رفتار فرزندانش می‌دهد.)
    - امروز جایی خواندم که در حال احرام، پوشاندن صورت برای زنان، مثل استفاده از پوشیه (روبنده)، حرام است. همین‌طوری!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (5 رأی، میانگین: 3.80 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: , , ,