نگارهٔ هفدهم
نگارهٔ بیست و هشتم
نگارهٔ هشتم
نگارهٔ دهم
نگارهٔ اول
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۹م, دی ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 390 نفر

    کافی است یک سؤال ساده را مشترکاً از همه‌شان بپرسی تا جواب‌های جورواجورشان را بشنوی. جواب‌هایی که گاهی تفاوتشان از زمین است تا آسمان.

    فقط کافی است بپرسی «هدف‌تان چیست؟». یا حالا اگر می‌خواهی کلیشه‌ای نباشد، بپرسی «حرف‌تان چیست؟» یا «چه می‌خواهید؟». بعد می‌بینی چقدر تفاوت است میان خواسته‌های‌شان. چند تا گروه شاخص‌ترشان را مثال می‌زنم.

    یک عده‌شان که شاید سبزهای اصیل‌تری باشند، و البته اغلب‌شان همان اوائل که انحراف مسیر را دیدند، از بقیه جدا شدند، خواهان ِ ریاستِ دولتِ کسی بودند، غیر از احمدی‌نژاد. البته این‌ها شدیداً معتقد به ولایت فقیه بودند. نمونه‌اش همین همسایه‌ی خودمان که -حالا- با تحلیل‌های خودش به این رسیده بود که نظر رهبری، انتخاب موسوی است. به او رأی داد و حمایتش کرد. ولی چیزی نگذشت که وقتی اولین نافرمانی‌های موسوی را از رهبری دید، پس کشید.

    یک عده‌ی دیگر که بقایای سبزهای اصیل بودند، مدعی تخلف و خواهان تکرار انتخابات (برخلاف قانون اساسی)، و ریاست‌جمهوری موسوی بودند. این‌ها که بعضی‌هاشان هنوز هم بر عقیده‌ی خودشان پافشاری می‌کنند، البته به اندازه‌ی گروه اول پذیرای اصل ولایت نبودند. هر چند به پیروی از خط و آرمان امام(ره) شعار می‌دهند، اما خب، نه همه‌ی عقاید امام! مثلا همین اصل ولایت را دلشان نمی‌خواهد قبول کنند. یک جورهایی مصداق «یؤمنون ببعض الکتاب و یکفرون ببعض» هستند.

    یک عده‌ی دیگر، کلاً مخالف ولایت فقیه و خواستار حذف حکومت اسلامی هستند. از این گروه به بعد را تقریباً کسانی تشکیل می‌دهند که نه توی انتخابات شرکت کرده‌اند و نه اصلاً در جریان وقایع انتخابات بوده‌اند. دیده‌اند یک عده می‌آیند توی خیابان و شعار می‌دهند و حرفشان را می‌زنند، این‌ها هم گفته‌اند بگذار ما هم برویم و حرفمان را بزنیم، شاید شد!

    بعد از این‌ها دیگر، بقایای گروهک‌های پیشین که در جریان انقلاب ۵۷ ناکام مانده‌اند را می‌بینی و البته یک عده‌ی دیگر که بیشتر دنبال عشق و حال‌اند!

    این گروه‌های متشتت، غیر از بستن دست‌بند سبز، وجه مشترک دیگری، خصوصا در هدف، ندارند. برای همین است که رهبر مشترکی ندارند. هر کدامشان خود را نماینده‌ی شخص یا گروهی معرفی می‌کند. و به همین نسبت، آدم‌هایی در داخل و خارج از کشور هستند که خودشان را رهبر جنبش می‌دند. تا آنجا که بعضی‌شان، مریم رجوی را به ریاست‌جمهوری گماشته‌اند!

    همین تشتت و اختلاف در آرمان‌ها و البته اختلاف در ایدئولوژی است که باعث می‌شود بعضی کارهای سبز‌ها، مورد انتقاد گروه دیگرشان قرار بگیرد و همه‌شان تمامی رؤسای موجود در گروه را به رسمیت نشناسند. و شاید یکی از دلایل تمایز قائل شدن مسئولین، میان سبزها و اخلال‌گران، همین باشد. و همین تشتت و چند دسته‌گی و نداشتن رهبری واحد، مانع از شکل گرفتن حرکتی جهت‌دار و مثمرثمر شده، گروهِ نه چندان منسجم سبز را به درختی بی‌ریشه که در شرف خشکیدن است تبدیل نموده است.

    میان تفاوت فاحش عقاید سبزها، شاید تنها یک وجه مشترک بتوان یافت، و آن «مخالفت» است. مخالفتی که در بیان و لفظ، یکسان و در مصادیق اَشکال مختلف به خود می‌گیرد؛ مخالفت با احمدی‌نژاد، مخالفت با قانون اساسی، مخالفت با رهبری، مخالفت با اصل ولایت فقیه، مخالفت با حکومت اسلامی و…
    .

    - یک سؤال ساده از جنبش سبز

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (4 رأی، میانگین: 2.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۸م, تیر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 403 نفر

    .
    خدا انسان را دو جور آفرید: مرد و زن؛ شاید هم زن و مرد. آن اوائل را نمی‌دانم، اما این اواخر -  یعنی از ۱۴۰۰ سال پیش به این طرف- فکر خیلی از «زن»ها و بعضی از «مرد»ها مشغول این شد که مردها مهم‌ترند یا زن‌ها؟ اگر زن‌ها نباشند، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود، یا اگر مردها نباشند؟ مرد به خاطر زن آفریده شده، یا زن به خاطر مرد؟

    تا امروز هر چه نگاه می‌کنم، عقلا سعی کرده‌اند به آن «خیلی از زن‌ها» و «بعضی از مردها» و بقیه‌ی مردم، بقبولانند که هر دو جنس به یک اندازه مهم‌اند و هر دو با هم اسباب بقای جامعه‌اند و جفتشان برای هم آفریده شده‌اند.

    اما باورش کمی مشکل است. انصاف بدهید که اگر زن‌ها نبودند، اصولاً هیچ گرهی از گره‌های دنیا باز نمی‌شد، هیچ انقلابی رخ نمی‌داد، هیچ ظلمی دادخواهی نمی‌شد، هیچ صنعتی رونق نمی‌گرفت، هیچ مرزی پابرجا نمی‌ماند، هیچ حقی احقاق نمی‌شد، هیچ پیشرفتی صورت نمی‌گرفت،… و خلاصه هیچ سنگی روی سنگ بند نمی‌شد. البته خب این «هیچ»ها قطعا به جهت مبالغه آورده شده‌اند، وگرنه به این قطعیت نمی‌شود حکم داد. اما به هر حال ارتباط بین جنس زن و این تحولات را هم نمی‌شود انکار کرد.

    تصور کنید وقتی یک اتفاق ناگواری می‌افتد که کمک مردم و همراهی‌شان خیلی ضروری می‌شود، حرف از زن‌هایی زده می‌شود که بی‌پناه شده‌اند یا دخترانی که بی‌سرپرست مانده‌اند. این جور وقت‌ها عکس‌هایی رقت‌انگیزترند که زنان یا دختران آسیب‌دیده را به تصویر می‌کشند.

    حتی وقتی قبح ظلم را می‌خواهند نشان بدهند، پرده از جنایات ظالم علیه زن‌ها و دختران برمی‌دارند و با تحریک غیرت و حمیت مردان، آن‌ها را به مقابله با ظالم تشویق می‌کنند.

    نقش زنان و دختران توی صنعت هم که اظهر من الشمس است. از آن ابتدا که نیروی کار ارزان‌تر بودند بگیرید، تا الان که فروش محصولات به جنس زن بستگی دارد؛ چون یا در زمینه‌ی آن صنعت تبلیغات‌گران ماهری هستند و یا مصرف‌کنندگان پرمصرف و یا هر دو!
    .

    مصداقی بخواهیم ادامه بدهیم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. خلاصه‌اش اینکه برای برانگیختن حس ترحم، همدردی، حق‌طلبی، غیرت، اشتیاق، زیبایی‌شناسی، شهوت، محبت، رأفت، قدرت، انتقام و … جنس «زن»، مورد بسیار مناسبی است.

    اگر کسی دقت و ظرافت و درایت کافی داشته باشد، برای هدف‌های زیاد و متنوعی می‌تواند از این جنس بهره‌ببرد؛ مثلاً برای کارآمد نشان دادن یک مدیر، می‌توانیم درباره‌ی برخورد او با کارمندان «زن‌»اش صحبت کنیم. برای مشروع نشان دادن یک دولت، به خدمات خاص او به «زنان» استناد کنیم. برای اصلح نشان دادن یک کاندیدا، از تعداد وزرای «زن»اش حرف بزنیم…

    .البته نقش زنان از این هم مهم‌تر و دقیق‌تر است. چنانکه مثلاً برای مقبول نشان دادن یا ندادن کسی می‌شود به نوع و تعداد طرفداران «زن» او استناد کرد. هر چه زنان هوادار او، طبق فرهنگ و عرف جامعه، مقبول‌تر باشند، نشانه‌ی مقبولیت بیشتر اوست و برعکسش، هر چه هواداران کسی از عرف جامعه بیشتر فاصله داشته باشند، نشانه‌ی بی‌کفایتی‌اش است.
    .

    البته این بستگی به درایت و زیرکی فرد هم دارد. چرا که او می‌تواند حتی به پشتوانه‌ی خانم‌هایی که حامی اویند و در عین حال از عرف جامعه هم فاصله دارند، برای نشان دادن دامنه‌ی وسیع هوادارانش استفاده کند.
    .

    خلاصه اینکه اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، دنیا دارد به تعبیری روی انگشتان زنانی می‌چرخد که مردانی آن‌ها را می‌چرخانند!


    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (4 رأی، میانگین: 3.50 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۳۱م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 516 نفر

    .
    بدون مقدمه، قسمت‌هایی از نامه‌ی مهدی کروبی به شورای نگهبان رو بخونید:

    » متأسفانه به هر دلیل، انتخاباتی برگزار شده است که در اثر کم‌دقتی‌ها و سوء استفاده‌ها و با وجود فیلترهای متعدد، اکثریت قاطعی از ملت ایران، نسبت به نتیجه‌ی اعلام شده برای انتخابات، معترض هستند و برای بطلان این انتخابات، ده‌ها دلیل دارند که برخی از این ادله از حد سند و مدرک (که توسط نامزدهای سه‌گانه به شورای نگهبان ارائه شده) گذشته و به حد شیاع رسیده است.

    البته الان قصد ندارم درباره‌ی ده‌ها دلیل مستندی که از حد شیاع هم گذشته و به دست شورای نگهبان نرسیده صحبت کنم یا دست بذارم روی غیبت ایشون و آقای موسوی در جلسه‌ی عمومی شورای نگهبان بعد از این همه اعتراض و یا سعی کنم هدف از برگزاری انتخاباتی که به «هر دلیل» برگزار شده رو تبیین کنم. فعلا بقیه‌ش رو بخونید:

    » قصد من تحت فشار قرار دادن شورای نگهبان نیست. من به قانون عمل می‌کنم و با وجود برخی باورها درباره‌ی عدم بی‌طرفی نهادهای داوری کننده‌ی انتخابات، هنوز امیدوارم شورای نگهبان به وظیفه‌ی قانونی خود عمل کند و این انتخابات را باطل اعلام کند.

    اینجا هم کاری به این نداریم که جمله‌ی اول این پاراگراف با آخرینش تناقض فاحشی داره. بقیه‌ش رو بخونید:

    » اعضای محترم شورای نگهبان!

    این نه خواست یک فرد که خواست یک ملت است. کسانی که در روزهای گذشته در اجتماعات میلیونی در خیابان‌های تهران و برخی شهرستان‌ها حضور یافتند و با کمال نجابت و صداقت با سکوت، فریاد خود را به گوش شما می‌رسانند، نه خس و خاشاک، که همان امت همیشه در صحنه هستند.

    البته که الان نمی‌خوام دست بذارم روی «خس و خاشاک» و کج‌فهمی مطلبی به این سادگی و توضیح بدم که مخاطب «خس و خاشاک» کی‌ها بودند. فعلا بقیه‌ش رو داشته باشید:

    » شما مهم‌ترین ظرفیت قانونی در اصلاح این وضع هستید که می‌توانید با کمترین هزینه، خواست ملت را برآورده سازید. مبادا با ناامیدی ملت از شورای نگهبان آن نگرانی تاریخی امام خمینی محقق شود که فرموده بود: «مبادا روزی ملت علیه شورای نگهبان به خیابان‌ها بریزند.»

    اتفاقا توی این پاراگراف هم نه کاری به میزان پای‌بندی ایشون به امام (ره) و صحبت‌هاشون دارم و نه قصد دارم ایشون رو مصداق آیه‌ی «افتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض» معرفی کنم.

    » متأسفانه تخلفات این دولت در برگزاری انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ در این روز نه تنها تمام نشد، بلکه پس از آن با وجود جو التهاب و اعتراض در جامعه، بر روی آتش خشم ملت نفت ریختند.

    منظورم از آوردن این بخش از نامه هم اصلا این نیست که بپرسم نفت چی بوده و چطوری ریختن روی خشم ملت. یه کم دیگه بخونید:

    » با رأی عادلانه درباره‌ی انتخابات و ابطال آن و برگزاری انتخابات مجدد، اراده‌ی ملت را بپذیرید و بقای نظام را تضمین کنید.

    حالا توی این پاراگراف هم از کنار واژه‌ی «عادلانه» و «برگزاری انتخابات مجدد» که حاکی از قانون‌مندی شدید ایشون هست، و تبیین اقداماتشون در جهت بقای نظام، چشم‌پوشی می‌کنم.

     

    این دو سه تا پاراگراف رو هم از پنجمین بیانیه‌ی میرحسین موسوی، بخونید تا بعد بگم چی می‌خوام بگم.

    » اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده‌ی ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد.

    فعلا وارد این بحث نمی‌شیم که تعریف ایشون از «جمهوریت» چی هست. داشته باشید:

    » اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم.

    الان وارد جزئیات نمی‌شیم که ببینیم ایشون دقیقا به کدوم صحنه می‌نگرند! آخری رو هم بخونید:

    » در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می‌فشارم و علی‌رغم توانایی‌های اندکی که در اختیار دارم، بر این باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع‌تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند.

    این که ایشون دقیقا از چه فاصله‌ای، در کنار مردم خواهند بود و این که اعتقادشون بر باطل بودن انتخابات چقدرش ناشی از توهم و «جرزنی» بعد از شکست هست، و چقدرش «راسخ»؛ کشفش باشه به عهده‌ی خودتون.

    فقط دوست دارم الان یه بار دیگه متن رو بخونید و بشمارید ببینید چند بار از واژه‌های «ملت» و «مردم»  توی همین چند خط نوشته، استفاده شده.

    خب. می‌دونم حوصله‌ش رو ندارید. نمی‌خواد بشمارید. خودم شمردم. ۱۲ بار. دوازده بار توی بخش‌هایی از این دو تا متن –فقط-، از واژه‌ی عام «ملت» و «مردم» استفاده شده و بیان شده که «ملت» از نتیجه‌ی انتخابات ناراضی‌اند و دولت تحمیلی رو نمی‌خوان و در پی اعاده‌ی حقشون هستند و خلاصه اینکه نذارید نفت‌تون آتیش‌شون بزنه که بقای نظام‌تون به همیناست!

    .

    »» حالا می‌ریم سر اصل مطلب. یه ارزیابی کوچیک می‌کنیم ببینیم منظور از این «ملت» چه کسانی هستند.

    بزرگ‌ترین تجمع هواداران آقایان موسوی و کروبی، تجمعی بود که روز سه‌شنبه، در میدان آزادی برگزار شد. خود دوستان سبز، جمعیت اون تجمع رو ۳ میلیون نفر برآورد کردند. اگر به این تعداد، بخوایم تعداد افراد شرکت کننده در تجمعات مشابه در سایر شهرها رو هم اضافه کنیم، با توجه به جو آرام کل شهرهای کشور، می‌تونیم حدود ۲ میلیون نفر رو در نظر بگیریم. کلا می‌شه حدود ۵ میلیون نفر. اگر بخوایم در ارائه‌ی آمار احتیاط کنیم که اجحاف نشه، تعداد کل این افراد رو ۶ میلیون نفر در نظر می‌گیریم.

    ۱- تعداد آرا آقایان موسوی و کروبی روی هم، چیزی حدود ۱۳ و نیم میلیون نفر بوده. ۶ میلیون معترض خیابانی، چیزی در حدود ۴۴ درصد از کل این رأی دهندگان رو تشکیل می‌ده.

    ۲- حدود ۳۹ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. اون ۶ میلیون نفر معترض، ۱۵ درصد کل شرکت کنندگان در انتخابات رو شامل می‌شن.

    ۳- با توجه به اینکه طبق سرشماری عمومی سال ۸۵، جمعیت کشور، بیش از ۷۰ میلیون نفر هست، این ۶ میلیون نفر معترض، فقط ۸ و نیم درصد از کل جمعیت کشور رو تشکیل می‌دن.

    .

    »»» این که ۸ و نیم درصد از یک مجموعه، خودشون رو در حکم کل اون مجموعه ببینن، و عقاید و باورها و مطالبات خودشون رو به کل یک «ملت» نسبت بدن، می‌تونه به عنوان یک توهم بزرگ «خود ملت‌بینی»، در کتاب رکوردها ثبت بشه.

     

    - آقایان اگر متوجه این محاسبه‌ی ساده نشدن، می‌تونن تعداد افراد حاضر در «بزرگترین» تجمع خودشون رو با تعداد شرکت کنندگان در جشن روز ۲۴ خرداد در میدان ولی‌عصر(عج) و یا با تعداد نمازگزاران روز جمعه قیاس کنند تا سریع‌تر به این نتایج عینی برسن.

    .

    لینک‌های مرتبط:«ملت» در لغت‌نامه دهخدا و معین اثبات علمی و آماری توهم فراگیری موج سبز

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (10 رأی، میانگین: 3.60 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۴م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 578 نفر

    .

    راستش را بخواهید، همیشه حقیقت در ما و تصورات ما خلاصه نمی‌شود.

    همان وقت هم که دوستان، به خاطر آدم‌های دور و برشان، همه را سبز می‌دیدند، ما بودیم. حالا هم چیزی عوض نشده است، جز اینکه به واسطه‌ی یک همه‌پرسی، برایشان معلوم شد که «مردم» فقط آن‌ها نیستند، خیلی‌های دیگر هم هستند؛ تقریبا دو برابر آن‌ها.

    الان هم به حرمت همان آزادی که برایش تلاش می‌کنند، بهتر است یک لحظه تأمل کنند و آرام باشند تا به رسم روشنفکری، نظر ۲۴ میلیون آدم آزاد را بشنوند.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (16 رأی، میانگین: 3.19 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 2,470 نفر

    .
    نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب
    ، فصل الخطاب خوبی است برای بعضی از دوستان. نامه‌ای که می‌توانست به خاطر حفظ آرامش جامعه در آستانه‌ی انتخابات -که آقای هاشمی در همین نامه درموردش ابراز نگرانی کرده‌اند- محرمانه به دست رهبری برسد، در معرض دید عموم قرار گرفت تا ضمن مظلوم‌نمایی، تبدیل به اهرم فشاری بر رهبری شود و چه بسا که در حکم مجوز ایجاد اغتشاش برای هواداران آقای هاشمی باشد.

    پاسخ بعضی از قسمت‌های این نامه را، نه از زبان من، که از مستندات موجود بخوانید:

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه‌ی وقت، جناب آقای یزدی، در پایان کار ریاست جمهوری این‌جانب، در عمل به اصل ۱۴۲ قانون اساسی، رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده‌ی رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند؛ ولی تکرار اتهام، تکرار جواب را می‌طلبد. (+)

    آیت الله شیخ محمد یزدی: این سؤال در جاهای دیگر هم از من پرسیده شده که این جمله که آقای هاشمی در نامه‌ی سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری نوشته‌اند که فلانی -یعنی من- به عنوان رئیس قوه‌ی قضائیه گفته است که مثلاً درباره‌ی اموال ایشان بحثی نبوده است، مربوط به ۱۰ سال قبل است. از ده سال به این طرف، من دیگر در دستگاه قضایی نبوده‌ام. این انتساب برای ۱۰ سال پیش است. در زندگی هم، می‌دانیم و تاریخ نشان می‌دهد، خیلی حوادث مختلف پیش می‌آید. بنابراین باید مشخص شود که این جمله مال الان نیست و نباید الان مورد استناد قرار گیرد. (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): خوب می‌دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت‌های رسمی‌ام، در رسانه‌ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریان‌های درگیر در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوق‌ها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه‌ی شرکت در انتخابات ندارم. (+)

    هاشمی در جمع اعضای جامعه‌ی اسلامی دانشگاه‌ها: درباره‌ی مسائل سیاسی، با توجه به اینکه انتخابات بزرگ‌ترین عرصه‌ی سیاسی کشور است، شما اعضای جامعه‌ی اسلامی دانشگاه‌ها، در این عرصه‌ی بسیار مهم، باید محافظه‌کاری را کنار بگذارید؛ چرا که برای افراد آگاه و دانشمندی چون شما، ملاحظه‌کاری و محافظه‌کاری جایی ندارد و باید خود را به یک نقطه‌ی روشن وصل کنید.

    این‌گونه که کشور دارد اداره می‌شود، نمی‌توانیم راضی باشیم که مسلمانان خوبی هستیم و یا الگوی جهانی شویم. تعارف که نداریم! کشوری با این سرمایه‌ی عظیم، نباید در زمستان دچار قطع گاز و در تابستان دچار قطع برق شود و مردم ساعت‌ها وقت خود را در پمپ بنزین‌ها بگذرانند؛ در حالی که ما صاحب این راه هستیم. بدیهی است که این مسائل و مشکلات، به ضعف مدیریت برمی‌گردد.

    در مسئله‌ی سیاست خارجی نیز همین‌گونه است و در مسائل فرهنگی نیز همین است. شعار زیاد داده می‌شود، ولی در عمل ضدفرهنگ عمل می‌شود.

    اکنون دیگر می‌طلبد که اهل دانش، افکار و راه‌کارهای خود را برای اداره‌ی کشور مطرح کنند. (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت، از نظر این‌جانب مطلع‌اند که من ادامه‌ی وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلع‌اید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ‌نمایی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمایی در آن مناظره روشن شد. (+)

    هاشمی در جمع فعالان اقتصادی خراسان رضوی: امروز دولت به کارفرمای بزرگی تبدیل شده است که در بسیاری از حوزه‌های اقتصادی که اجازه‌ی ورود نداشته وارد شده و با دولتی شدن اقتصاد،  کشور با مشکلات زیادی مواجه شد. طبق زمان‌بندی در اجرای طرح خصوصی‌سازی و بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی، دولت باید طی پنج سال، فعالیت‌هایی را که خارج از موارد در صدر این قانون بوده، به بخش خصوصی واگذار می‌کرد، اما می‌بینیم که هنوز بسیاری از آن‌ها در دست دولت است. اما با تغییر دولت و شروع به کار آن معلوم بود که آن‌ها در این مسیر حرکت نمی‌کنند و ما هم در این سه ساله با دولت مدارا کرده‌ایم.

    ما در حوزه‌ی اجرایی کشور دخالتی نداریم و بر گزارش عملکرد دستگاه‌های مجری نظارت می‌کنیم، در حالی که آن‌ها هر گونه که می‌خواهند گزارش می‌دهند و می‌گویند که از برنامه‌های توسعه جلو هستیم. هم مجلس هفتم و هم مجلس هشتم و نیز دولت آقای خاتمی و دولت فعلی با ما چنین رفتاری دارند. (+)

    و

    هاشمی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد: ما الان از منابع کشورمان با اسراف استفاده می‌کنیم؛ چه آب، چه نفت. ما از ماشین‌آلات بهره می‌بریم، اما در استفاده از نیروی انسانی ضعیف هستیم. در برنامه‌ی پنج ساله چهارم نوشته بودیم که از میزان ۸ درصد بهره‌وری، ۵/۲ درصد آن را محقق کنیم، اما در این ۴ سال، از آنچه بوده‌ایم پایین‌تر آمدیم.

    [پس از این گفته رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دانشجویان وی را تشویق کردند، اما هاشمی رفسنجانی خطاب به دانشجویان گفت:] این دست زدن ندارد، باید غصه بخورید. اگر در این شرایط بهره‌وری را اصلاح نکنیم، سرمایه گذاری در کشور اتفاق نمی‌افتد. چطور است که ما از نظر منابع طبیعی در رتبه‌های دوم و سوم هستیم و از نظر نیروی انسانی، هوشمندترین نقطه‌ی دنیا هستیم و خطوط لوله‌ی نفت و گاز و فیبر نوری داریم، همچنین جمعیت دانشجویی عظیمی را دارا هستیم، اما باید بنشینیم و غصه بخوریم که چرا بهره‌وری‌مان ضعیف است. این احتیاج به مدیران شایسته‌ای دارد که بتوانند از همه چیز به نفع مردم استفاده کنند. (+)

    و

    هاشمی در دیدار رییس شورای مرکزی خانه کشاورز و جمعی از کشاورزان و دامداران: کشاورزان و دامپروران جامعه ما مستحق این همه دشواری که اکنون به سر راهشان به وجود آمده نیستند و باید راهکاری اساسی برای حل مشکلات آنان پیدا کرد… مسوولان باید طوری عمل کنند که آستانه تحمل جامعه بیش از این پایین نیاید… بی‌توجهی به کشاورزی و دامپروری، این قشر مولد را در آستانه ورشکستگی قرار داده است.  (+)

    و

    هاشمی در پرسش و پاسخ مکتوب با پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی اینکه با توجه به توان ما، تهدیدها و روندهای اجرایی و تصمیم‌گیری کنونی، آیا سند چشم‌انداز در افق هفده‌ساله‌ی پیش رو محقق شدنی است؟ با بیان اینکه «این سؤال را باید از مسئولان مربوطه پرسید» افزود: «ولی من با توجه به شناختی که از توان علمی، زیربنایی و اراده‌ی عمومی دارم، معتقدم که اگر چه سه سال را از دست دادیم، ولی می‌توانیم با تلاش بیشتر به آن اهداف برسیم.» (+)

    و

    هاشمی در دومین سمپوزیوم بین‌المللی ایران ۱۴۰۴ با تأکید بر دانایی‌محوری به عنوان یکی از اهداف مهم چشم‌انداز ۲۰ ساله گفت: «متأسفانه ما بدترین نوع مدیریت و استفاده از نعمت‌های الهی و ثروت‌های کشور را داریم… ما نمی‌توانیم دگم و متحجر بمانیم. باید نیروهای عظیم به ویژه در بخش خصوصی و حتی در بخش دولتی را به حرکت درآوریم، اما می‌بینید که این امر چقدر در این چند سال محقق شده است…

    ما باید مردم را در سطح مطلوب و متوسط -همان چیزی که اسلام از آن به عنوان کفاف و عفاف یاد کرده- تأمین کنیم، نه یک زندگی ریاضت‌کشانه. ما امکان تأمین مردم در حد متوسط را داریم، نه به عنوان صدقه‌خوری و گداپروری، بلکه باید انسان‌هایی بسازیم که روی پای خود درس بخوانند، کار کنند و خود را تأمین کنند.» (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): با این همه، بر فرض اینکه این‌جانب، صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریان‌ها، این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم. (+)

    رهبر معظم انقلاب در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره): من شنیده‌ام و اطلاع پیدا کرده‌ام که در خیابان‌ها، بعضى از جوانان طرفداران نامزدها می‌روند -حالا من درباره‏ى این رفتن توی خیابان‌ها حرفى نمی‌زنم- اما مؤکداً می‌گویم: مبادا این خیابان‏گردى‏ها به مقابله، به مجادله، به درگیرى بینجامد؛ مواظب باشید. اگر کسى دیدید که اصرار بر اغتشاش و درگیرى دارد، بدانید او یا خائن است، یا بسیار غافل است. (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی‌مان کمتر تحت تأثیر خلاف‌گوئی‌ها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به این‌جانب، در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است. (+)

    یک سؤال ساده: فکر نمی‌کنید عدم رأی مردم به شما در انتخابات مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی نهم، دلیل بر این بوده است که شما بهتر است در کارهای اجرایی دخالت نکنید و در حد مجلس خبرگان برنامه‌ریزی و اقدام نمایید؟! (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): از جناب‌عالی، با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان، انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم‌اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید. (+)

    هاشمی در همایش ملی ‌۳۰ سال انقلاب اسلامی، در دانشگاه شریف: من هم به ایشان [رهبری] ارادت دارم. البته در مواردی هم مثل هر انسان متفکری اختلاف نظر داریم. یک بار درباره‌ی این موضوع بحث کردیم و نتیجه این شد که طبیعتاً ایشان حجتی ندارد که بخواهد نظر مرا بپذیرد، اما من نمی‌توانم صرفاً به نظر خود عمل کنم؛ زیرا حجت دارم و قانوناً و شرعاً باید از ایشان تبعیت کنم و این قرار ما با ایشان است.(+)

    .

    این هم اولتیماتوم آخر نامه:

    لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته‌ی حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. (+)

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (10 رأی، میانگین: 3.80 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...