نگارهٔ چهل و پنجم
نگارهٔ هجدهم
نگارهٔ چهارم
نگارهٔ پنجاهم
نگارهٔ پنجم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 3,028 نفر

    .
    نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب
    ، فصل الخطاب خوبی است برای بعضی از دوستان. نامه‌ای که می‌توانست به خاطر حفظ آرامش جامعه در آستانه‌ی انتخابات -که آقای هاشمی در همین نامه درموردش ابراز نگرانی کرده‌اند- محرمانه به دست رهبری برسد، در معرض دید عموم قرار گرفت تا ضمن مظلوم‌نمایی، تبدیل به اهرم فشاری بر رهبری شود و چه بسا که در حکم مجوز ایجاد اغتشاش برای هواداران آقای هاشمی باشد.

    پاسخ بعضی از قسمت‌های این نامه را، نه از زبان من، که از مستندات موجود بخوانید:

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه‌ی وقت، جناب آقای یزدی، در پایان کار ریاست جمهوری این‌جانب، در عمل به اصل ۱۴۲ قانون اساسی، رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده‌ی رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند؛ ولی تکرار اتهام، تکرار جواب را می‌طلبد. (+)

    آیت الله شیخ محمد یزدی: این سؤال در جاهای دیگر هم از من پرسیده شده که این جمله که آقای هاشمی در نامه‌ی سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری نوشته‌اند که فلانی -یعنی من- به عنوان رئیس قوه‌ی قضائیه گفته است که مثلاً درباره‌ی اموال ایشان بحثی نبوده است، مربوط به ۱۰ سال قبل است. از ده سال به این طرف، من دیگر در دستگاه قضایی نبوده‌ام. این انتساب برای ۱۰ سال پیش است. در زندگی هم، می‌دانیم و تاریخ نشان می‌دهد، خیلی حوادث مختلف پیش می‌آید. بنابراین باید مشخص شود که این جمله مال الان نیست و نباید الان مورد استناد قرار گیرد. (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): خوب می‌دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت‌های رسمی‌ام، در رسانه‌ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریان‌های درگیر در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوق‌ها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه‌ی شرکت در انتخابات ندارم. (+)

    هاشمی در جمع اعضای جامعه‌ی اسلامی دانشگاه‌ها: درباره‌ی مسائل سیاسی، با توجه به اینکه انتخابات بزرگ‌ترین عرصه‌ی سیاسی کشور است، شما اعضای جامعه‌ی اسلامی دانشگاه‌ها، در این عرصه‌ی بسیار مهم، باید محافظه‌کاری را کنار بگذارید؛ چرا که برای افراد آگاه و دانشمندی چون شما، ملاحظه‌کاری و محافظه‌کاری جایی ندارد و باید خود را به یک نقطه‌ی روشن وصل کنید.

    این‌گونه که کشور دارد اداره می‌شود، نمی‌توانیم راضی باشیم که مسلمانان خوبی هستیم و یا الگوی جهانی شویم. تعارف که نداریم! کشوری با این سرمایه‌ی عظیم، نباید در زمستان دچار قطع گاز و در تابستان دچار قطع برق شود و مردم ساعت‌ها وقت خود را در پمپ بنزین‌ها بگذرانند؛ در حالی که ما صاحب این راه هستیم. بدیهی است که این مسائل و مشکلات، به ضعف مدیریت برمی‌گردد.

    در مسئله‌ی سیاست خارجی نیز همین‌گونه است و در مسائل فرهنگی نیز همین است. شعار زیاد داده می‌شود، ولی در عمل ضدفرهنگ عمل می‌شود.

    اکنون دیگر می‌طلبد که اهل دانش، افکار و راه‌کارهای خود را برای اداره‌ی کشور مطرح کنند. (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت، از نظر این‌جانب مطلع‌اند که من ادامه‌ی وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلع‌اید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ‌نمایی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمایی در آن مناظره روشن شد. (+)

    هاشمی در جمع فعالان اقتصادی خراسان رضوی: امروز دولت به کارفرمای بزرگی تبدیل شده است که در بسیاری از حوزه‌های اقتصادی که اجازه‌ی ورود نداشته وارد شده و با دولتی شدن اقتصاد،  کشور با مشکلات زیادی مواجه شد. طبق زمان‌بندی در اجرای طرح خصوصی‌سازی و بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی، دولت باید طی پنج سال، فعالیت‌هایی را که خارج از موارد در صدر این قانون بوده، به بخش خصوصی واگذار می‌کرد، اما می‌بینیم که هنوز بسیاری از آن‌ها در دست دولت است. اما با تغییر دولت و شروع به کار آن معلوم بود که آن‌ها در این مسیر حرکت نمی‌کنند و ما هم در این سه ساله با دولت مدارا کرده‌ایم.

    ما در حوزه‌ی اجرایی کشور دخالتی نداریم و بر گزارش عملکرد دستگاه‌های مجری نظارت می‌کنیم، در حالی که آن‌ها هر گونه که می‌خواهند گزارش می‌دهند و می‌گویند که از برنامه‌های توسعه جلو هستیم. هم مجلس هفتم و هم مجلس هشتم و نیز دولت آقای خاتمی و دولت فعلی با ما چنین رفتاری دارند. (+)

    و

    هاشمی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد: ما الان از منابع کشورمان با اسراف استفاده می‌کنیم؛ چه آب، چه نفت. ما از ماشین‌آلات بهره می‌بریم، اما در استفاده از نیروی انسانی ضعیف هستیم. در برنامه‌ی پنج ساله چهارم نوشته بودیم که از میزان ۸ درصد بهره‌وری، ۵/۲ درصد آن را محقق کنیم، اما در این ۴ سال، از آنچه بوده‌ایم پایین‌تر آمدیم.

    [پس از این گفته رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دانشجویان وی را تشویق کردند، اما هاشمی رفسنجانی خطاب به دانشجویان گفت:] این دست زدن ندارد، باید غصه بخورید. اگر در این شرایط بهره‌وری را اصلاح نکنیم، سرمایه گذاری در کشور اتفاق نمی‌افتد. چطور است که ما از نظر منابع طبیعی در رتبه‌های دوم و سوم هستیم و از نظر نیروی انسانی، هوشمندترین نقطه‌ی دنیا هستیم و خطوط لوله‌ی نفت و گاز و فیبر نوری داریم، همچنین جمعیت دانشجویی عظیمی را دارا هستیم، اما باید بنشینیم و غصه بخوریم که چرا بهره‌وری‌مان ضعیف است. این احتیاج به مدیران شایسته‌ای دارد که بتوانند از همه چیز به نفع مردم استفاده کنند. (+)

    و

    هاشمی در دیدار رییس شورای مرکزی خانه کشاورز و جمعی از کشاورزان و دامداران: کشاورزان و دامپروران جامعه ما مستحق این همه دشواری که اکنون به سر راهشان به وجود آمده نیستند و باید راهکاری اساسی برای حل مشکلات آنان پیدا کرد… مسوولان باید طوری عمل کنند که آستانه تحمل جامعه بیش از این پایین نیاید… بی‌توجهی به کشاورزی و دامپروری، این قشر مولد را در آستانه ورشکستگی قرار داده است.  (+)

    و

    هاشمی در پرسش و پاسخ مکتوب با پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی اینکه با توجه به توان ما، تهدیدها و روندهای اجرایی و تصمیم‌گیری کنونی، آیا سند چشم‌انداز در افق هفده‌ساله‌ی پیش رو محقق شدنی است؟ با بیان اینکه «این سؤال را باید از مسئولان مربوطه پرسید» افزود: «ولی من با توجه به شناختی که از توان علمی، زیربنایی و اراده‌ی عمومی دارم، معتقدم که اگر چه سه سال را از دست دادیم، ولی می‌توانیم با تلاش بیشتر به آن اهداف برسیم.» (+)

    و

    هاشمی در دومین سمپوزیوم بین‌المللی ایران ۱۴۰۴ با تأکید بر دانایی‌محوری به عنوان یکی از اهداف مهم چشم‌انداز ۲۰ ساله گفت: «متأسفانه ما بدترین نوع مدیریت و استفاده از نعمت‌های الهی و ثروت‌های کشور را داریم… ما نمی‌توانیم دگم و متحجر بمانیم. باید نیروهای عظیم به ویژه در بخش خصوصی و حتی در بخش دولتی را به حرکت درآوریم، اما می‌بینید که این امر چقدر در این چند سال محقق شده است…

    ما باید مردم را در سطح مطلوب و متوسط -همان چیزی که اسلام از آن به عنوان کفاف و عفاف یاد کرده- تأمین کنیم، نه یک زندگی ریاضت‌کشانه. ما امکان تأمین مردم در حد متوسط را داریم، نه به عنوان صدقه‌خوری و گداپروری، بلکه باید انسان‌هایی بسازیم که روی پای خود درس بخوانند، کار کنند و خود را تأمین کنند.» (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): با این همه، بر فرض اینکه این‌جانب، صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریان‌ها، این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم. (+)

    رهبر معظم انقلاب در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره): من شنیده‌ام و اطلاع پیدا کرده‌ام که در خیابان‌ها، بعضى از جوانان طرفداران نامزدها می‌روند -حالا من درباره‏ى این رفتن توی خیابان‌ها حرفى نمی‌زنم- اما مؤکداً می‌گویم: مبادا این خیابان‏گردى‏ها به مقابله، به مجادله، به درگیرى بینجامد؛ مواظب باشید. اگر کسى دیدید که اصرار بر اغتشاش و درگیرى دارد، بدانید او یا خائن است، یا بسیار غافل است. (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی‌مان کمتر تحت تأثیر خلاف‌گوئی‌ها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به این‌جانب، در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است. (+)

    یک سؤال ساده: فکر نمی‌کنید عدم رأی مردم به شما در انتخابات مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی نهم، دلیل بر این بوده است که شما بهتر است در کارهای اجرایی دخالت نکنید و در حد مجلس خبرگان برنامه‌ریزی و اقدام نمایید؟! (+)

    .

    هاشمی در نامه‌ی سرگشاده به رهبری(دام ظله): از جناب‌عالی، با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان، انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم‌اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید. (+)

    هاشمی در همایش ملی ‌۳۰ سال انقلاب اسلامی، در دانشگاه شریف: من هم به ایشان [رهبری] ارادت دارم. البته در مواردی هم مثل هر انسان متفکری اختلاف نظر داریم. یک بار درباره‌ی این موضوع بحث کردیم و نتیجه این شد که طبیعتاً ایشان حجتی ندارد که بخواهد نظر مرا بپذیرد، اما من نمی‌توانم صرفاً به نظر خود عمل کنم؛ زیرا حجت دارم و قانوناً و شرعاً باید از ایشان تبعیت کنم و این قرار ما با ایشان است.(+)

    .

    این هم اولتیماتوم آخر نامه:

    لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته‌ی حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. (+)

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (10 رأی، میانگین: 3.80 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۴م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 909 نفر

    .
    مناظره‌ی تلویزیونی آقایان موسوی و احمدی‌نژاد، هم قابلیت بررسی از جنبه‌های مختلف را دارد و هم بازتاب‌های زیاد و متفاوتی داشته است.

    یکی از مسائلی که در مناظره‌ی دیشب مطرح شد و دوستان سبزپوش ما بعضاً زیاد روی آن تکیه دارند، موضوع نمایش پرونده‌ی زهرا رهنورد بود. شخصاً معتقدم این یکی از اشتباهات بد آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ی دیشب بود. اما چیزی که دوستان سبز، روی آن انگشت نقد گذاشته‌اند، بیشتر شبیه بهانه است تا نقد. سبزها با این ادعا که آقای احمدی‌نژاد، عکس ناموس موسوی را جلوی دوربین و در معرض دید چند میلیون بیننده گرفته است، او را به بی‌حیایی متهم می‌کنند!

    مناظره تلویزیونی احمدی‌نژاد و موسوی

    مناظره تلویزیونی احمدی‌نژاد و موسوی

    نمایش عکس سیاه و سفید زهرا رهنورد، در ابعاد ۴×۳، که عملاً از پشت نقاب تلویزیون حتی قابل تشخیص هم نبود، در حالی باعث اعتراض این دوستان شده که زهرا رهنورد، به همراه آقای موسوی، و حتی پیش از وی، در مجامع تبلیغاتی و سخنرانی ایشان وارد می‌شود، برای مردم دست تکان می‌دهد، با سوت و کف و فریاد مورد تشویق خانم‌ها و آقایان قرار می‌گیرد، و صدها عکس بزرگ و واضح و باکیفیت از او در سایت‌های خبری و غیرخبری قابل رؤیت است.

    زهرا رهنورد

    زهرا رهنورد

    دوستان غیور سبز، آن زمان که آقای موسوی دست در دست خانم رهنورد به تبلیغ می‌پردازد، کجا هستند تا از به خطر افتادن ناموس او ابراز نگرانی کنند؟

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (7 رأی، میانگین: 3.57 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۴م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 330 نفر

    .
    روی بوردهای تبلیغاتی دیده بودم که آقای احمدی‌نژاد، سیزدهم مناظره دارد. ساعت ده و نیم، شام‌خورده و آماده، می‌رویم واحد کناری که تلویزیون دارند. همه‌ی یازده نفرمان، چشم دوخته‌ایم به صفحه و منتظر شروع مناظره‌ایم. ناخواسته استرس داریم و کسی جرئت جیک زدن ندارد. با هر عکس‌العمل کوچکی، «هیس» بچه‌ها بلند می‌شود.

    آقای احمدی‌نژاد، مناظره را کاملاً غیرمنتظره شروع می‌کند. او که تا حالا در مقابل کارشکنی‌ها سکوت کرده بود، بی‌پروا و بدون هیچ درنگی، ماهیت جبهه‌گیری کاندیداها را رو می‌کند؛ ماهیتی که البته انگار برای همه رو شده بود، جز آقای میرحسین موسوی: «سه دولتِ پی‌در‌پی، در مقابل من هستند؛ با محوریت آقای هاشمی».

    اسم هاشمی که می‌آید، اولین عکس‌العمل غیرمنتظره‌ی بچه‌ها دیدنی‌ست. اعتماد به نفس آقای احمدی‌نژاد را در دل تحسین می‌کنم.

    آقای احمدی‌نژاد بعضی از حرف‌های دل من را در این روزها، می‌زند: «چرا باید خودمون رو شیفته‌ی قدرت نشون بدیم؟» و آنجا که محکم در مقابل موسوی می‌گوید: «شما چرا خودتون رو جای نظام می‌شونید؟»

    البته احمدی‌نژاد با اقدامی نازیبا و تهدیدآمیز، از رو کردن پرونده‌ی زهرا رهنورد می‌گوید. او تقریباً در همه‌ی نوبت‌هایش، سر وقتِ اضافه، چانه می‌زند و در فرصت آخر ِ آقای موسوی، دو بار کلامش را قطع می‌کند. آقای احمدی‌نژاد، سعی می‌کند با تکرار جمله‌ی «من به شما علاقه‌مندم»،‌ آقای موسوی را بابت حسن نیتش در پندهای دلسوزانه، مطمئن کند!

    احمدی‌نژاد گاهی در جبهه‌‌گیری‌اش مقابل انتقادات موسوی، دولت نهم را با دولت موسوی که در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب و بی‌ثباتی ناشی از جوانی انقلاب و جنگ روبرو بود، مقایسه می‌کند.

    در تمام مدتِ مناظره، میخکوب شده‌ایم و گه‌گاه با صحبت‌های آقای احمدی‌نژاد و تکیه‌کلام‌های آقای موسوی، از جا می‌پریم. بچه‌ها با نگرانی درباره‌ی امنیت جانی احمدی‌نژاد پچ‌پچ می‌کنند.

    آقای موسوی، تقریباً تا آخر مناظره به آقای احمدی‌نژاد نگاه نمی‌کند. اوائل به میز و کاغذ‌ها نگاه می‌کند. بعدتر چشم می‌دوزد به دوربین و گاهی هم به مجری نگاهی می‌اندازد، و بچه‌ها که جرئت جیک زدن ندارند، در گوش ِ هم، از لرزش صدای او می‌گویند.

    آقای موسوی به وضوح، از شروع احمدی‌نژاد جا خورده است. او حرفی در مقابل احمدی‌نژاد ندارد؛ یا به کلی‌گویی می‌پردازد و به ذکر عناوینی مثل «وضع دانشگاه‌ها و جوانان» اکتفا می‌کند، یا دقیقاً برعکس، به جزئیاتی مثل «سیر همدان» می‌پردازد. آقای موسوی عملاً دستش خالی شده است. به خاطر همین هم، این نکته را که «من احساس خطر کردم» یا «دقیقاً به خاطر همین قانون‌گریزی تصمیم گرفتم در انتخابات شرکت کنم» بارها تکرار می‌کند. اطلاعات ناقصش که با استناد به «یک رابط» مطرح می‌شود، ضعف اطلاعاتی او را روشن می‌کند.

    آقای موسوی تسلطش بر کلام، آن‌قدر «چیز» است… «به اصطلاح»… ضعیف است که کم‌کم بچه‌ها جای «چیز»ها را در کلامش پیدا کرده‌اند و همراهی‌اش می‌کنند. زهره آخرش نگران مترجمین هم می‌شود: «بچه‌ها! توی روابط بین‌الملل، اگه ایشون این‌جوری صحبت کنه، مترجم‌ها جای “چیز” چی می‌ذارن؟»!

    «ترس» از اخم‌ها و پشت چشم نازک کردن‌های غرب، در مواضع موسوی به خوبی دیده می‌شود.

    استدلال‌های موسوی، بر پایه‌ای سست بنا شده است: «اگر امریکا در حال انحلال و فروپاشیه، چرا سه بار به اونجا سفر کردید؟»! او ابتدا دفاع از خاتمی و هاشمی را به خودشان واگذار می‌کند؛ بعد طاقت نمی‌آورد و از زحمات زیاد هاشمی برای نظام و از وجهه‌ی داخلی و خارجی خاتمی صحبت می‌کند؛ و در انتها باز متذکر می‌شود که مسائل خاتمی به او ربطی ندارد!

    تا به حال، همه‌ی اصلاح‌طلبان و حتی بسیاری از اصول‌گرایان، از سکوت احمدی‌نژاد در معرفی مافیای قدرت و ثروت و باند فساد گله‌مند بوده‌اند و همین نکته را چوب انتقادات خود کرده‌اند؛ امشب که احمدی‌نژاد سکوت را می‌شکند، موسوی امامزاده می‌شود و به خاطر نام بردن از افراد، در مقابل ۵۰ میلیون بیننده، برآشفته می‌شود: «گناه داره، ما مسلمونیم»!

    آقای موسوی که هر لحظه در دل دعا می‌کند زمانش به پایان برسد، عملاً ۴-۵ دقیقه‌ی آخر، حرفی برای گفتن ندارد و زمان را با گشتن لای برگه‌ها و تکرار حرف‌های قبل، به پایان می‌رساند.

    در نهایت وقتی آقای موسوی از مجری می‌پرسد: «چقدر دیگه وقت دارم؟» و جواب می‌شنود: «یک دقیقه»، همه ساکت می‌شویم تا آخرین سخنان او را -که حتماً باید جزء مهم‌ترین صحبت‌هایش باشد- بشنویم: «من از همه‌ی مردم تشکر می‌کنم…» و فضای اتاق است که از شدت خنده‌ی بچه‌ها، به خاطر «کم‌آوردن» آقای موسوی، می‌ترکد.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (5 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۱م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 325 نفر

    .
    به دعوت دو دوست وبلاگ‌نویس (+ و +) می‌نویسم.

    احتمالا تصمیمم را گرفته‌ام که به آقای دکتر احمدی‌نژاد رأی بدهم. نمی‌گویم به هزار و یک دلیل؛ ولی مهم‌ترینش شاید این‌ها باشد:

    اول: خیالم از بابت اعتقادات و وفاداری‌اش به انقلاب راحت است.

    دوم: شجاعتش را دوست دارم، و این را که مثل بعضی‌ها با یک «پخ»گفتن غربی‌ها، جا نمی‌زند.

    سوم: خودباوری‌اش گاهی خوب به کار می‌آید و لازم می‌شود.

    چهارم: استقلالش در تصمیمات، هر چند گاهی چیزهایی را نابود کرده است، اما برایم خوشایندتر از این است که بازیچه‌ی نظرات دیگران باشد.

    پنجم: عمده‌ی حامیانش، ادا و اصول‌های عجیب و غریب و لوس ندارند!

    مهم: وقتی گزینه‌ی بهتری نیست، ناچارم!

    .

    از فرد خاصی برای شرکت در این موج دعوت نکردم. فکر کردم شاید همه دوست نداشته باشند فعلاً درباره‌ی رأی‌شان حرفی بزنند. با این حال پیشنهاد می‌کنم شما هم بنویسید.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (5 رأی، میانگین: 3.60 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۵م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 241 نفر

    .
    زن‌ها همیشه می‌توانند حامی کارهای شوهرانشان باشند. اصلا همین است که می‌گویند «پشت سر هر مرد موفقی، زنی هست که جلوی موفقیتش را نگرفته»!

    این که همسر یک کاندیدا، به عنوان حامی شوهرش، فعالیت تبلیغاتی بکند، یک چیز کاملا طبیعی و پسندیده است و گمان نمی‌کنم کسی از عقلا انتقادی به این مسئله داشته باشد.

    زن برای حمایت از همسرش، می‌تواند میتینگ‌های مختلفی بگذارد و مناظره کند. می‌تواند جاهای مختلفی برود و از برنامه‌های کاندیدا صحبت کند. حتی اگر شال سبز هم بیندازد، به نظر من ایرادی ندارد.

    فقط باید وضعیت خودش را روشن کند که توی این تبلیغات انتخاباتی، قرار است به عنوان همسر آن کاندیدا حضور داشته باشد، یا یکی از هوادارها و سخنرانان تبلیغاتی‌اش. اگر مرز این دو تا مشخص بشود، خیلی از انتقادات محو می‌شود.

    اگر خانم یک کاندیدا، تصمیم خودش را گرفته که یکی از سخنرانان تبلیغاتی ایشان باشد، دیگر نقش همسری را می‌گذارد توی خانه و هرگز دست در دست کاندیدا راه نمی‌رود تا گیر «روابط عشقولانه‌ای تبلیغاتی» بهشان بدهند. دیگر به عنوان یک نماد تبلیغی، در کنار کاندیدا وارد مجالس سخنرانی‌اش نمی‌شود، تا به جای کاندیدا، اول به او خوش‌آمد بگویند و برای او دست تکان بدهند و یک‌صدا نامش را فریاد بزنند و او هم بیشتر از کاندیدا برای حضار دست تکان بدهد، تا بعد هم بقیه برچسب «ابزار تبلیغات» بهش بزنند.

    این جور وقت‌ها، زن درست مثل بقیه‌ی تبلیغاتچی‌های کاندیدا رفتار می‌کند؛ میتینگ برگزار می‌کند، مناظره می‌کند و جواب سؤال‌های مردم را می‌دهد. بعد شب که رفت خانه‌شان، دوباره می‌شود همسر کاندیدا.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (5 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...