محیط اینترنت، یا همان فضای مجازی، یک فرق اصولی با جامعهی حقیقی دارد که میشود بهش گفت «فضای باز تعامل».
اینجا ارتباط برقرار کردن با آدمها، نه محدودیت مکانی دارد و نه زمانی و نه جنسیتی. خیلی راحت آدمها، در کمترین زمان ممکن با هم ارتباط برقرار میکنند.
این باز بودن فضا، شاید بیشتر از هر چیز، بر کاهش محدودیتهای عرفی و دینی در روابط دو جنس دختر و پسر دلالت دارد. در این فضا، دخترها و پسرها، بسیار راحتتر از فضای حقیقی، با هم در تعاملاند.
الان قصد آسیبشناسی این پدیده را ندارم. فقط این روزها یکی از تأثیرات آن، فکرم را مشغول کرده است.
تا آنجا که تجربهی زندگی در جامعهی حقیقی نشان داده است، دخترها عموما بسیار محتاطانهتر از پسرها کلماتشان را انتخاب میکنند. حرفهای رکیک بینشان خیلی کمتر رد و بدل میشود. حتی فحشهای مورد استعمال آنها با هم فرق دارد.
پسرها شوخیهایشان، ادبیات گفتاریشان، خشنتر است، درشتگویی بیشتر دارند و خلاصهاش اینکه عموما ادبیات دخترها پاستوریزهتر است!
اما خلط این دو جنسیت در محیط مجازی و فرو افتادن پردهی روابط بین هر جنسیت، خصوصا در شبکههای مجازی که تعاملها بیشتر است، باعث تغییر ادبیات حاکم بر دختران فعال در این فضای مجازی شده است.
پسرها طبق روال معمول، با یکدیگر شوخی میکنند، از روی دوستی، ناسزا میگویند، درشتگویی میکنند؛ در حالیکه بر خلاف معمول، دخترها گفتارشان را دارند میشنوند و ناخواسته تحت تأثیر ادبیات آنها قرار میگیرند؛ طوری که بعد از مدتی، کلمات یا اصطلاحاتی را در دایرهی لغات آنها میبینی، که چند وقت پیش وجود نداشت.
نمیدانم برعکس این هم درست است یا نه. یعنی پسرها هم با دیدن ادبیات دخترانه، ادبیاتشان تغییری کرده است؟
این یک مطلب علمی و کارشناسی نیست، بیان یک تجربه است.
برچسب ها: , ادبیات گفتاری, اینترنت, شبکههای اجتماعی

با گسترش فیل.ترینگ و به طبع آن افزایش تقاضا برای عبور از فیل.تر، در واقع کاربر در مقابل فیل.ترینگ واکسینه شده، فیل.ترینگ عملاً کارکرد خود را از دست میدهد.
شاید مدیریت یا کنترل دنیای سایبر از مشکلترین کارها باشد؛ دنیای بیحد و مرزی که با سرعت در حال گسترش است.
فیل.ترینگ یکی از ابزارهای کنترل سایبر در تمام کشورها است. مسدود کردن دسترسی به بعضی سایتها ممکن است توسط یک کشور برای مردمش، یک شرکت برای کارکنانش، یک مدرسه برای دانشآموزانش، یک کتابخانه برای اعضایش و والدین برای فرزندانشان باشد. مسدودکنندهی سایتها، آنچه را که برای کاربرانش مضر میداند، فیل.تر میکند تا سلامت جامعه، ذهن و جسم آنان را تضمین کرده باشد.
در کشور ما هم، کمتر کاربر اینترنتی است که در حین وبگردی، به صفحهای با عبارت «دسترسی به سایت مورد نظر امکانپذیر نمیباشد!» برخورد نکرده باشد. سایتهای مستهجن و پـورنـو از عمدهترین صفحههای اینترنتاند که مسدود میشوند. سایتهای اشاعهی نظرات تحریفشده یا شبههبرانگیز و همچنین سایتهایی که بر ضد نظام اسلامی یا دولت جمهوری اسلامی فعالیت میکنند هم، از جمله صفحاتیاند که مشمول فیل.ترینگ میشوند.
نگاهی به گسترش فیل.ترینگ در کشور، در سالهای اخیر و خصوصاً در جریان اتفاقات اخیر به دنبال انتخابات ریاستجمهوری، حکایت از کاهش کارکرد و اثر فیل.ترینگ در کشور دارد.
بستن سایتهای متعدد و پرکاربر، فقط در چند روز اول مسدود شدن سایت، به کاهش فعالیت کاربران آن سایت منتج میشود. کاربرانی که به هر دلیل به استفاده از سایتی که مسدود شده، احساس نیاز کنند؛ نهایتاً بعد از چند روز تحمل، به فکر دور زدن فیل.ترینگ و ورود به سایت میافتند.
کاربری که پیش از این، به طور محدود به پیغام «دسترسی به سایت مورد نظر امکانپذیر نمیباشد!» برخورد میکرد و از کنار آن به سادگی میگذشت، حالا با گسترش فیل.ترینگ، وقتی در طول روز بارها و بارها به چنین صفحاتی برخورد کند، طبعاً به فکر عبور از فیل.تر میافتد.
مسدود کردن سایتهایی که اطلاعات آن برای تحلیلهای علمی، اجتماعی یا سیاسی مورد نیاز تحلیلگران، دانشجویان و پژوهشگران باشد نیز، آنها را به یافتن راهی برای عبور از فیل.تر ترغیب میکند.
با گسترش فیل.ترینگ و به تبع آن افزایش تقاضا برای عبور از فیل.تر و آشنایی رو به گسترش کاربران با انواع پروکـسـی و سایتها و نرمافزارهای فیل.ترشکن و ویپیان، در واقع کاربر در مقابل فیل.ترینگ واکسینه شده، فیل.ترینگ عملاً کارکرد خودش را از دست میدهد.
اگر چند سال پیش از این، تصور میشد که عبور از فیل.تر، خاص کاربران سایتهای مستهجن است؛ امروزه استفاده از فیل.ترشکن به یکی از ابزارهای کار با اینترنت تبدیل شده و اندک نتیجهای که فیل.ترینگ در چند سال گذشته داشته نیز، زائل شده است.
علاوه بر اینها، فیل.تر کردن سایتهای مروج شبهات و نظرات ناصحیح اعتقادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، به منزلهی سلب شنوایی نظرات گوناگون از کاربر بوده و ادامهی این روند، کاربران را افرادی ناآگاه و کماطلاع و منفعل و بسیار شکننده بار میآورد که به واسطهی بیاطلاعی، در مقابل هجمهها و سیاستهای برانداز و تخریبکننده، ضربهپذیر بوده و کمترین آمادگیای برای دفاع و پاتک ندارند.
اگر خواهان احیای کاربرد فیل.ترینگ و تربیت افرادی آماده در مقابل جنگهای نرم اعتقادی و فرهنگی هستیم، لازم است قوانین فیل.ترینگ، کارشناسانه تصحیح و تعدیل شود.
ظاهرا فاصلهی دنیای حقیقی و مجازی یک کلیک است؛ اما در واقع همان یک کلیک، فاصلهای میسازد به طول تغییر فرهنگها و ارزشها. ارزشها و هنجارها، زشتها و زیباهای دنیای حقیقی با همان یک کلیک، تغییر میکند و زشتها و زیباهای دیگری جایشان را میگیرد.
اگر در دنیای حقیقی، ارزشها را مذهب و جامعه و سنتها تعریف میکرد؛ در دنیای مجازی این خود کاربران هستند که ارزشها را تعریف میکنند.
کاربران در اینترنت فارغ از ارزشهای دنیای مجازی، با نوشتن نظرات و به اشتراک گذاشتن لینکها و عکسها و یا تأیید آنها، ارزشهای متفاوت با جامعه را ترویج میدهند. در دنیای مجازی، نوشتن و گفتن از تابوهای جامعه اگر امتیاز محسوب نشود، قبحی ندارد! بهکاربردن کلمات زشت و رکیک، به خاطرآوردن خاطرات خصوصی، نمایش عکسهای مغایر با عرف جامعه، در بین بعضی کاربران به یک رویهی معمول تبدیل شده است.
غیر از وبلاگستان بعضی شبکههای اجتماعی و اصطلاحا وبدویی نیز هستند که به تسریع روند این نسبیت در ارزشها کمک میکنند. از آن جمله میتوان به سایتهای دیگ، بالاترین و یوتیوب اشاره کرد که در آنها مطالبی «بهتر» هستند که تعداد بیشتری کاربر به آن رأی مثبت داده باشند؛ اگر چه آن مطلب حاوی عبارات رکیک و یا ناسزا و بدوبیراه به یک شخصیت سیاسی و یا یک کاریکاتور توهینآمیز بوده و یا شامل یک فیلم خصوصی از هنرپیشهای باشد که به هر دلیل لو رفته است. در توئیر و فرندفید مطالبی به فیوریت اضافه میشوند و یا اصطلاحا لایک زده میشوند که بر اساس عقاید شخصی هر فرد -و نه هنجارهای فرهنگی جامعه- به قدر کافی ارزشمند و جذاب باشند؛ هرچند آن مطلب ممکن است حاوی مطالب غیراخلاقی و یا تصاویر ضدارزشی باشد.
مطلب «خوب» در اینترنت، مطلبی است که بیشتر پای آن لایک خورده باشد، بیشتر شِیر شده باشد و خوانندگان بیشتری داشته باشد. مطالب «بد» ِ دنیای حقیقی، در اینترنت میتواند تبدیل به یک مطلب «خوب» و پرطرفدار شود.
رویهی تغییر ارزشها، رویهای است که ادامه پیدا کردن آن، به تغییر ذائقهی کاربران و درنهایت تغییر ارزشهای جوامع حقیقی منجر خواهد شد؛ و نتیجهی این تغییر ارزشها، رواج بیبندوباری و نسبیگرایی افراطی و فردگرایی مفرط خواهد بود.
حال اگر معیار «خوب» و «بد» بودن یک عمل در جامعه، به جای فرهنگ و سنت و مذهب، تشخیص و سلیقهی فردیِ تکتک اعضای جامعه باشد، جامعه چه وضعی خواهد داشت؟!
برچسب ها: , اینترنت, فردگرایی, نسبیگرایی
- میدانیم که اینترنت «برای خودش» دنیایی است که در آن هر چه بخواهیم فراهم است؛ از سرتاسر دنیا. میتوانیم در آن کاربرانی از همهی اقشار را ببینیم؛ از سیاسیون بنام گرفته تا یک خانم خانهدار ساده.
- در اینترنت میتوانیم هر طور که بخواهیم ظاهر شویم، در نقش یک دختر یا پسر، دانشجو یا دکتر، یک اصولگرا یا اصلاحطلب. میتوانیم امروز در اینترنت شخصیتی داشته باشیم و فردا شخصیتی دیگر. حتی هر کدام از ما میتوانیم در آنِواحد چند نفر
باشیم! بدون اینکه کسی به ماهیت واقعی ما پیببرد.
- از جنبهی کاربردی و عملی (و نه ارزشی) آزادیم که در اینترنت هر طور میخواهیم عمل کنیم، هر جا میخواهیم سرک بکشیم و هر چه میخواهیم بنویسیم.
- این برای ما مقدور است که هر وقت از نوشتهای، یا صفحهای خسته شدیم با یک کلیک، از آن خلاص شویم. یا هر موقع صحبتهای آنلاین کسی حوصلهمان را سر برد، با فشار یک دکمه او را خاموش کنیم!
- در اینترنت اختیار تصمیمگیری داریم. خودمان تصمیم میگیریم که ببینیم، بخوانیم، بگوییم یا نبینیم، نخوانیم و نگوییم. به راحتی به سمت آنچه که دوست داریم میرویم و به راحتی از آنچه که مورد نظرمان نیست خود را خلاص میکنیم.
درست برخلاف دنیای واقعی!
به نظر شما این تفاوتها در دنیای مجازی و عالم واقع (وجود آزادی زیاد در اینترنت و محدود بودن انسان در جامعهی حقیقی بهواسطهی قوانین اجتماعی و یا ارزشهای فرهنگی) سبب تضاد رفتاری در دنیای حقیقی میشود و یا برعکس به افزایش جسارت افراد و نزدیک شدن هر فرد به «خود»ِ اصلی او کمک میکند ؟!
اگر وبلاگ دارید و حوصلهاش را ندارید؛
اگر وبلاگ ندارید و دوست دارید داشته باشید؛
اگر وبلاگ دارید و بهش عشق میورزید؛
اگر وبلاگ ندارید و در فکر ایجاد وبلاگ هم نیستید؛
اگر وبلاگ دارید و میخواهید درش را تخته کنید؛
اگر وبلاگ ندارید و نوشتن را در حد توانایی خود نمیبینید؛
اگر وبلاگ دارید و در پی ارتقاءش هستید؛
اگر وبلاگ ندارید و وبلاگنویسی را بیهوده میدانید؛
اگر وبلاگ دارید و دوست دارید متحولش کنید؛
اگر وبلاگ ندارید و اصلا نمیدانید وبلاگ چیست(!)؛
اگر وبلاگ داشتید و حالا ندارید؛
شماها را بخوانید تا در عرض ۱۲ ماه، یک وبلاگنویس حرفهایِ همهفنحریف شوید!!!
با شماها، هر روز بهتر از دیروز!![]()



(2 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)