نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۸م, خرداد ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 165 نفر
از آن پیرمردهای تر و تمیز و دوستداشتنی بود. قدم میزد و هر از گاهی از روی زمین چیزی برمیداشت؛ دستش را نزدیک صورتش میگرفت و بعد توی جیب کتش میبرد.
بهار نارنج جمع میکرد.
حافظیه؛ ۲۵ فروردین ۹۰
نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۵م, خرداد ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 176 نفر
هی زُل میزنم به سبزیشان و هی به خودم میگویم: نگاه کن؛ تا تر و تازهاند خوب نگاه کن که نگاه کردن به سبز و سبزه ثواب دارد و نور چشم را زیاد میکند. تبارک الله احسن الخالقین.
۲۸ فروردین ۹۰


