نگارهٔ پنجاه و پنجم
نگارهٔ سی و سوم
نگارهٔ سی و پنجم
نگارهٔ بیست و نهم
نگارهٔ سی و چهارم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۸م, تیر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 911 نفر

    .
    خدا انسان را دو جور آفرید: مرد و زن؛ شاید هم زن و مرد. آن اوائل را نمی‌دانم، اما این اواخر -  یعنی از ۱۴۰۰ سال پیش به این طرف- فکر خیلی از «زن»ها و بعضی از «مرد»ها مشغول این شد که مردها مهم‌ترند یا زن‌ها؟ اگر زن‌ها نباشند، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود، یا اگر مردها نباشند؟ مرد به خاطر زن آفریده شده، یا زن به خاطر مرد؟

    تا امروز هر چه نگاه می‌کنم، عقلا سعی کرده‌اند به آن «خیلی از زن‌ها» و «بعضی از مردها» و بقیه‌ی مردم، بقبولانند که هر دو جنس به یک اندازه مهم‌اند و هر دو با هم اسباب بقای جامعه‌اند و جفتشان برای هم آفریده شده‌اند.

    اما باورش کمی مشکل است. انصاف بدهید که اگر زن‌ها نبودند، اصولاً هیچ گرهی از گره‌های دنیا باز نمی‌شد، هیچ انقلابی رخ نمی‌داد، هیچ ظلمی دادخواهی نمی‌شد، هیچ صنعتی رونق نمی‌گرفت، هیچ مرزی پابرجا نمی‌ماند، هیچ حقی احقاق نمی‌شد، هیچ پیشرفتی صورت نمی‌گرفت،… و خلاصه هیچ سنگی روی سنگ بند نمی‌شد. البته خب این «هیچ»ها قطعا به جهت مبالغه آورده شده‌اند، وگرنه به این قطعیت نمی‌شود حکم داد. اما به هر حال ارتباط بین جنس زن و این تحولات را هم نمی‌شود انکار کرد.

    تصور کنید وقتی یک اتفاق ناگواری می‌افتد که کمک مردم و همراهی‌شان خیلی ضروری می‌شود، حرف از زن‌هایی زده می‌شود که بی‌پناه شده‌اند یا دخترانی که بی‌سرپرست مانده‌اند. این جور وقت‌ها عکس‌هایی رقت‌انگیزترند که زنان یا دختران آسیب‌دیده را به تصویر می‌کشند.

    حتی وقتی قبح ظلم را می‌خواهند نشان بدهند، پرده از جنایات ظالم علیه زن‌ها و دختران برمی‌دارند و با تحریک غیرت و حمیت مردان، آن‌ها را به مقابله با ظالم تشویق می‌کنند.

    نقش زنان و دختران توی صنعت هم که اظهر من الشمس است. از آن ابتدا که نیروی کار ارزان‌تر بودند بگیرید، تا الان که فروش محصولات به جنس زن بستگی دارد؛ چون یا در زمینه‌ی آن صنعت تبلیغات‌گران ماهری هستند و یا مصرف‌کنندگان پرمصرف و یا هر دو!
    .

    مصداقی بخواهیم ادامه بدهیم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. خلاصه‌اش اینکه برای برانگیختن حس ترحم، همدردی، حق‌طلبی، غیرت، اشتیاق، زیبایی‌شناسی، شهوت، محبت، رأفت، قدرت، انتقام و … جنس «زن»، مورد بسیار مناسبی است.

    اگر کسی دقت و ظرافت و درایت کافی داشته باشد، برای هدف‌های زیاد و متنوعی می‌تواند از این جنس بهره‌ببرد؛ مثلاً برای کارآمد نشان دادن یک مدیر، می‌توانیم درباره‌ی برخورد او با کارمندان «زن‌»اش صحبت کنیم. برای مشروع نشان دادن یک دولت، به خدمات خاص او به «زنان» استناد کنیم. برای اصلح نشان دادن یک کاندیدا، از تعداد وزرای «زن»اش حرف بزنیم…

    .البته نقش زنان از این هم مهم‌تر و دقیق‌تر است. چنانکه مثلاً برای مقبول نشان دادن یا ندادن کسی می‌شود به نوع و تعداد طرفداران «زن» او استناد کرد. هر چه زنان هوادار او، طبق فرهنگ و عرف جامعه، مقبول‌تر باشند، نشانه‌ی مقبولیت بیشتر اوست و برعکسش، هر چه هواداران کسی از عرف جامعه بیشتر فاصله داشته باشند، نشانه‌ی بی‌کفایتی‌اش است.
    .

    البته این بستگی به درایت و زیرکی فرد هم دارد. چرا که او می‌تواند حتی به پشتوانه‌ی خانم‌هایی که حامی اویند و در عین حال از عرف جامعه هم فاصله دارند، برای نشان دادن دامنه‌ی وسیع هوادارانش استفاده کند.
    .

    خلاصه اینکه اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، دنیا دارد به تعبیری روی انگشتان زنانی می‌چرخد که مردانی آن‌ها را می‌چرخانند!


    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (5 رأی، میانگین: 3.20 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۴م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 911 نفر

    .
    مناظره‌ی تلویزیونی آقایان موسوی و احمدی‌نژاد، هم قابلیت بررسی از جنبه‌های مختلف را دارد و هم بازتاب‌های زیاد و متفاوتی داشته است.

    یکی از مسائلی که در مناظره‌ی دیشب مطرح شد و دوستان سبزپوش ما بعضاً زیاد روی آن تکیه دارند، موضوع نمایش پرونده‌ی زهرا رهنورد بود. شخصاً معتقدم این یکی از اشتباهات بد آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ی دیشب بود. اما چیزی که دوستان سبز، روی آن انگشت نقد گذاشته‌اند، بیشتر شبیه بهانه است تا نقد. سبزها با این ادعا که آقای احمدی‌نژاد، عکس ناموس موسوی را جلوی دوربین و در معرض دید چند میلیون بیننده گرفته است، او را به بی‌حیایی متهم می‌کنند!

    مناظره تلویزیونی احمدی‌نژاد و موسوی

    مناظره تلویزیونی احمدی‌نژاد و موسوی

    نمایش عکس سیاه و سفید زهرا رهنورد، در ابعاد ۴×۳، که عملاً از پشت نقاب تلویزیون حتی قابل تشخیص هم نبود، در حالی باعث اعتراض این دوستان شده که زهرا رهنورد، به همراه آقای موسوی، و حتی پیش از وی، در مجامع تبلیغاتی و سخنرانی ایشان وارد می‌شود، برای مردم دست تکان می‌دهد، با سوت و کف و فریاد مورد تشویق خانم‌ها و آقایان قرار می‌گیرد، و صدها عکس بزرگ و واضح و باکیفیت از او در سایت‌های خبری و غیرخبری قابل رؤیت است.

    زهرا رهنورد

    زهرا رهنورد

    دوستان غیور سبز، آن زمان که آقای موسوی دست در دست خانم رهنورد به تبلیغ می‌پردازد، کجا هستند تا از به خطر افتادن ناموس او ابراز نگرانی کنند؟

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (7 رأی، میانگین: 3.57 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۵م, خرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 243 نفر

    .
    زن‌ها همیشه می‌توانند حامی کارهای شوهرانشان باشند. اصلا همین است که می‌گویند «پشت سر هر مرد موفقی، زنی هست که جلوی موفقیتش را نگرفته»!

    این که همسر یک کاندیدا، به عنوان حامی شوهرش، فعالیت تبلیغاتی بکند، یک چیز کاملا طبیعی و پسندیده است و گمان نمی‌کنم کسی از عقلا انتقادی به این مسئله داشته باشد.

    زن برای حمایت از همسرش، می‌تواند میتینگ‌های مختلفی بگذارد و مناظره کند. می‌تواند جاهای مختلفی برود و از برنامه‌های کاندیدا صحبت کند. حتی اگر شال سبز هم بیندازد، به نظر من ایرادی ندارد.

    فقط باید وضعیت خودش را روشن کند که توی این تبلیغات انتخاباتی، قرار است به عنوان همسر آن کاندیدا حضور داشته باشد، یا یکی از هوادارها و سخنرانان تبلیغاتی‌اش. اگر مرز این دو تا مشخص بشود، خیلی از انتقادات محو می‌شود.

    اگر خانم یک کاندیدا، تصمیم خودش را گرفته که یکی از سخنرانان تبلیغاتی ایشان باشد، دیگر نقش همسری را می‌گذارد توی خانه و هرگز دست در دست کاندیدا راه نمی‌رود تا گیر «روابط عشقولانه‌ای تبلیغاتی» بهشان بدهند. دیگر به عنوان یک نماد تبلیغی، در کنار کاندیدا وارد مجالس سخنرانی‌اش نمی‌شود، تا به جای کاندیدا، اول به او خوش‌آمد بگویند و برای او دست تکان بدهند و یک‌صدا نامش را فریاد بزنند و او هم بیشتر از کاندیدا برای حضار دست تکان بدهد، تا بعد هم بقیه برچسب «ابزار تبلیغات» بهش بزنند.

    این جور وقت‌ها، زن درست مثل بقیه‌ی تبلیغاتچی‌های کاندیدا رفتار می‌کند؛ میتینگ برگزار می‌کند، مناظره می‌کند و جواب سؤال‌های مردم را می‌دهد. بعد شب که رفت خانه‌شان، دوباره می‌شود همسر کاندیدا.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (5 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۵م, آذر ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 234 نفر

    بحث از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری خیلی زودتر از دوره‌های قبلی شروع شده است. احزاب مشغول رایزنی و بعضا معرفی کاندیداهای خود هستند و طبعا تبلیغات خود را به روش‌های مختلف شروع کرده‌اند.

    یکی از شگردهای تبلیغاتی که کاربردش عمدتا توی انتخابات‌ است، اعلام نتایج نظرسنجی و تحقیقات است. نظرسنجی‌هایی که لزوما علمی و معتبر نیستند و حتی شاید وجود خارجی نداشته باشند!

    اینکه اعلام شود براساس نظرسنجی‌های صورت گرفته و یا مشاهدات، فلان کاندیدا بیشترین هوادار را دارد، در انتخابات مختلف به کرات از جانب احزاب گوناگون و کاندیداهای متعدد دیده شده است. حتما شما هم دیده‌اید که هر ستاد انتخاباتی آماری ارائه می‌دهد مبنی بر اینکه بیشترین رویکرد مردم، به کاندیدای مورد حمایت آن‌هاست و آخر هم معلوم نمی‌شود که بالاخره کدام نظرسنجی درست است و کدام کاندیدا محبوب‌تر است.

    این روش که در آن، به حقیقت یا غیر آن، سعی می‌شود بیشتر مردم را متمایل و راغب به یک کاندیدا نشان دهند، ازجمله روش‌های تبلیغاتی است که می‌تواند رأی کسانی را که هنوز نتوانسته‌اند کاندیدای خود را انتخاب کنند و یا نسبت به انتخاب خود اطمینان ندارند، به نفع کاندیدای مورد نظر تغییر دهد.

    شبیه این رفتار را می‌توان به خوبی در فعالیت‌هایی که در حال حاضر توسط احزاب انجام می‌شود ببینیم. برای نمونه کافی است به سایت یاری‌نیوز (خاتمی‌نیوز) یک سری بزنید. روزی نیست که در این سایت خبر از ایجاد یک پرتال جدید در حمایت از آقای خاتمی و یا اعلام موجودیت یک «ستاد ملی جوانان حامی خاتمی» در فلان شهر یا فلان دانشگاه نباشد.

    خبرهایی از افزایش هواداران کاندیدای مورد نظر، بدون درج کوچک‌ترین خبری از وضعیت هواداران سایر کاندیداها، یک محیط محض می‌سازد که در آن این‌گونه القا می‌شود که فقط کاندیدای منظور نظر آن‌ها، مورد پذیرش عموم مردم قرار گرفته است و طرفداران و حامیان این کاندیدا، روز‌به‌روز در شهرهای مختلف در حال افزایش‌اند و گویی از همین الان می‌شود نتیجه‌ی انتخابات آتی را حدس زد.

    غافل از اینکه این یک شگرد تبلیغاتی است برای تضعیف رقبا و ربودن آرای سرگردان ومذبذب. کسی هم نیست که بپرسد نتیجه‌ی فلان نظرسنجی چقدر درست است و یا سؤالات نظرسنجی چقدر علمی بوده است و یا گردانندگان پرتالِ خبریِ فلان شهر که در حمایت از فلان کاندیدا شروع به کار کرده است، چند نفرند و آیا اصلا وجود خارجی دارند یا نه!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان٬خیزش ِ نرم
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۵م, مهر ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 513 نفر

    در جایی خواندم که بعضی از جمهوری‌خواهان امریکا، از ناآگاهی مردم آمریکا نسبت به مذهب اوباما سوء استفاده کرده و سعی در تخریب وجهه و موقعیت او دارند.
    و گفته شده بود یکی از روش‌های تخریب آنان، این است که از افراد یهودی سؤال می‌کنند: «آیا اگر بدانید مذهب اوباما، یک مذهب ضداسرائیلی است، به او رأی می دهید؟» و یا از یهودیان می‌پرسند: «آیا آگاهی از این‌که اوباما میلیون‌ها دلار به سازمان آزادی‌بخش فلسطین کمک کرده است، در نظر شما نسبت به وی تأثیری می‌گذارد؟»

    شاید به نظر برسد که این‌ها سؤال‌های بسیار ساده‌ای‌اند. چطور می‌توان این‌ها را سؤالاتی در جهت تخریب اوباما دانست؟
    مسأله کمی ساده است. ذهن انسان نسبت به آنچه که می‌شنود حساس است و شنیده‌ها، خواه‌ناخواه بر تصور ما تأثیر می‌گذارند. بگذارید با ذکر یک تحقیق علمی در این باره بیش‌تر بدانیم:

    چند دانشمند و محقق، مجموعه‌ای آزمایش، جهت بررسی واکنش مردم نسبت به سخنان کنایه‌آمیز انجام دادند. در این بررسی‌ها از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد که مقبولیت کاندیداها را براساس عناوین روزنامه‌هایی که در اختیارشان قرار می‌دادند، درجه‌بندی کنند. برای مثال، شرکت‌کنندگان عناوین متفاوتی را می‌خواندند: اتهام صریح (آقای الف با مافیا رابطه دارد)، اتهام سؤالی (آیا آقای ب با کلاهبرداری بنگاه خیریه رابطه دارد؟)، انکار عمل غیرمنتظره (آقای ج در اختلاس بانک دست ندارد)، یا یک عنوان خنثی (آقای د وارد شهر شد).

    نتایج نشان داد کاندیداهایی که اتهامی صریح به آن‌ها زده شده بود، با برداشت منفی‌تر شرکت‌کنندگان روبه‌رو شدند. جالب این‌که صرف سؤال درباره‌ی رابطه‌ی یک کاندیدا با رفتاری ناپسند و یا حتی نفی انجام یک عمل ناپسند توسط کاندیدا، منجر به برداشت منفی از او می‌شد. یعنی صرف پرسش از رابطه‌ی یک کاندیدا با عملی ناشایست، برای تخریب وجهه‌ی عمومی او کفایت می‌کند. نکته‌ی مهم این که منبع این سخنان، چندان فرقی در کل قضیه ایجاد نمی‌کند؛ حتی اگر منبع خبری یک روزنامه‌ی فاقد اعتبار باشد.(۱)

    حالا اگر به خبر قبلی برگردیم، اهمیت آن سؤالات ساده کمی برای‌مان روشن می‌شود. در این اقدام، اتهام مستقیمی به اوباما وارد نمی‌شود، اما چون مسأله‌ی مورد سؤال، برای یهودیان دارای اهمیت است، اثر منفی خود را در ذهن سؤال‌شوندگان برجای می‌گذارد.

    از این دست تخریب‌های نرم، در کشور خودمان هم می‌توان دید. اما شاید در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری، باید بیش از پیش در انتظار چنین تبلیغات منفی‌ای باشیم.

    ۱٫ عصر تبلیغات

    لینک این مطلب در بالاترین

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان٬خوراک روح٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: ,