نسرین: شنیدی؟
کوثر: چیو؟ ![]()
- یکی از استادامون میگفت توی دانشگاه …، یه آقای دکتری که دکترای جامعهشناسی داره، داره تدریس میکنه که جلسهی اول درسش، بزرگ روی تخته مینویسه لائیک و توی کلاساش هم، خدا و پیغمبر رو انکار میکنه.
- ![]()
- میگفت یه بار هم یکی از دانشجوهاش بلند شده گفته: «استاد! اینا اعتقادات ما هستن و برامون محترمند، شما نمیتونید اونها رو زیر سؤال ببرید.» استاده بهش گفته: «شما یا برو این درس رو حذف کن، یا نمرهی پایان ترم نمیگیری!»
-
به همین راحتی؟!
- آره. تازه وقتی رفتن به رئیس دانشگاه گفتن، گفته خودمون این رو می دونیم؛ اما چیکار کنیم استاد نداریم جایگزینش کنیم!
-
مگه میشه؟!
- استادمون میگفت: بر شما واجبه که درستون رو ادامه بدید و مدارج تحصیلی رو طی کنید تا بتونید جای این افراد بشینید و دانشگاهها رو از لوث وجود این آدما پاک کنید.
- راست گفته. ![]()
- وقتی استادمون اینو گفت، من یادم به تو افتاد و گفتم کوثر حتما باید درسش رو بخونه و دکترای جامعهشناسیاش رو بگیره تا جای همچین استادی رو بگیره. تو باید استاد دانشگاه بشی!
- حتما حتما
. من هم بر شما واجب میدونم که درسِت رو ادامه بدی تا بعد از گرفتن دکترا، جای همچین اساتیدی رو بگیری. ![]()
***
۱- جالبه که توی دانشگاههای یک مملکت اسلامی کسی اجازه داره ضد دین فعالیت کنه و مسئولین دانشگاه هم نتونن (نخواهند) کاری بکنن و جالبتر از اون این ادعا است که کسی نیست جایگزینش کنن!
۲- موندم که با این اوضاع و احوال، بین رفتن به حوزهی علمیه و تحصیلات کلاسیک، واقعا کدوم یکی مهمتره! آیا بچههای مستعد مذهبی، باید با همون سطح ایمانی که دارند، برن و مستقیم جای همچین آدمایی رو بگیرن یا میشه یه طلبه، یه روحانی تأثیرگذار شد و به رشد معنوی کسایی که قراره در آینده چنین جایگاهی داشته باشن، کمک کرد؟!![]()


