نگارهٔ بیست و چهارم
نگارهٔ هشتم
نگارهٔ سی‌ام
نگارهٔ سی و هشتم
نگارهٔ چهلم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۷م, فروردین ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 274 نفر

    چند سال است کار مثلا فرهنگی می‌کنم و حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، تأثیراتش را فقط در دایره‌ی کوچکی از مخاطبین و بُرد زمانی کوتاهی می‌بینم. کاری شده است و هزینه‌ای و فکری؛ بعد هم تمام شده و رفته است!

    شاید یکی از علت‌هایش، تک‌روی‌های گروه‌های فرهنگی است و موازی‌کاری‌هایی که نمی‌دانم کی قرار است تمام بشود و روزی بیاید که همه‌ی متعهدینی که احساس وظیفه می‌کنند را با هم سر یک میز هم‌فکری و هم‌دلی ببینیم.

    علت دوم راحاج حسین یکتا خوب بیان کرد. کارها از وقتی ابتر ماند که -تازه اگر یادمان مانده باشد-به قاعده‌ی «و ما رمیتَ اذ رمیتَ ولکن الله رمی» اولویت دست چندم دادیم و انداختیمش بعد از «کار تخصصی» و «به روز بودن» و «ابتکار» و «سبْک» و هزارتا کلمه‌ی دهان‌پرکن دیگر.

    برای همه چیز اهمیت قائل شدیم، الا وصل نگه‌داشتن سیم ارتباطمان. انواع برنامه‌های آموزشی و توجیهی برای نیروهایمان می‌گذاریم و هزینه می‌کنیم، اما دریغ از یک جلسه درس اخلاق هفتگی، یک زیارت عاشورای دست‌جمعی یا حتی یک دعای فرج ساده!

    اعتقادات را بسته‌بندی کرده‌ایم و پاپیون مقدس بهش زده‌ایم و گذاشته‌ایمش کنج خلوتمان. احساس وظیفه می‌کنیم، جلسه‌ی فرهنگی می‌گیریم و نماز اول وقت را با هزار تا توجیه یا بدون توجیه، موکول می‌کنیم به بعد از جلسه.

    دم از قیام علیه ظلم و سکوت می‌زنیم و زیارت عاشورا را به هیچ‌کدام از جمع‌ها و جلساتمان راه نمی‌دهیم. توی وبلاگ‌هایمان از اخلاق می‌نویسیم و گوش دادن به سخنرانی‌های روحانیون را اگر افت کلاس ندانیم، لازم نمی‌دانیم.

    خودمان را موظف می‌دانیم که برای مقابله، از جدیدترین تولیدات هالیوود و بالیوود و چی‌چی‌وود مطلع باشیم و شب تا صبح، آخرین فیلم‌های روز را دانلود می‌کنیم و بعد، از فرط خستگی، اگر نماز صبح‌مان قضا نشود، به رختخواب می‌رویم؛ اما خودمان را موظف نمی‌دانیم از آخرین جریانات سیاسی یا دست‌کم آخرین بیانات رهبر خبردار بشویم.

    مدرن شده‌ایم. ما را جز در خلوت خودمان، با امور دینی کاری نیست. مدت زیادی است که بین‌الطلوعین را حتی نمی‌بینیم، چه رسد به تلاوت چند آیه قرآن در بین‌الطلوعین یا یک دعای عهد ساده.

    از وقتی مدرن شده‌ایم، چشمه‌ی اشک‌مان خشک شده است. محرم‌مان هم اینترنتی شده است. مدرن شده‌ایم و از آن لب بام افتاده‌ایم. گفتیم به جای این همه روضه، یک حرفی بزنیم که اطلاعات مردم بالا برود، رسیده‌ایم به حذف روضه!

    برنامه‌ی هفتگی سینما و کوه و استخر و کافه رفتن‌مان ترک نمی‌شود، اما برای شرکت در یک دعای کمیل و توسل دسته‌جمعی، یا زیارت امامی، امامزاده‌ای، حرَمی… وقت نداریم!

    مدت‌هاست دیگر تأکیدی بر انجام کارها با وضو و رو به قبله و با توسل نمی‌شنویم. «تقوا» کلمه‌ی نامأنوسی شده است. درج آیه‌ی قرآن در نوشته‌ها، منسوخ شده است. خدا را سر سجاده‌هایمان، خانه‌نشین کرده‌ایم. مدرن شده‌ایم…

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (6 رأی، میانگین: 4.17 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم٬روح زندگی
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۶م, بهمن ۱۳۸۵، تعداد بازدیدها: 156 نفر

    تو بعضی لحظه‌ها بعضی حرفا و چیزایی که حتی بارها شنیدیمشون و گاه برامون عادی شده، چقدر بوی نویی می‌ده و چقدر به دل می‌شینه!

    امروز یکی از همون دوستای گلم – که همیشه به خاطر داشتنش شکرگزار خدا هستم- می‌گفت: «وقتی ما توی قرآن عباراتی رو داریم که باهاش مقاصد کوچیک روزمره‌مون رو می‌تونیم عنوان کنیم(یکی از مصادیقش مکالمه با آیاته)، یقینا مسیر زندگی‌مون رو هم می‌تونیم از قرآن بگیریم. یعنی اون وقتی که توی شرایطی قرار می‌گیریم که دیگه نمی‌تونیم تشخیص بدیم درست کدومه و نادرست کدومه، یا هیچ راهی برای گریز از مشکلمون به ذهنمون نمی‌رسه، می‌تونیم از قرآن مدد بگیریم…» و استناد کرد به این آیه:
    .::لقد انزلنا الیکم کتابا فیه ذکرکم::.
    کتابی رو براتون نازل کردیم که وسیله‌ی تذکر و بیداری شما در اون هست (انبیاء/۱۰)

    ***

    امشب که داشتم دفتر خاطرات روزانه‌ام رو ورق می‌زدم، دیدم خط آخر یکی از روزا نوشتم:

    سعی می‌کنم من یتق الله باشم، تا خدا هم مخرجا رو برام قرار بده!
    .::و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب::.
    هر کی تقوا پیشه کنه، خداوند راه نجات و خلاصی از گرفتاری رو براش فراهم می‌کنه و او رو از جایی که احتمالش رو نمی‌ده روزی می‌ده (طلاق/۲و۳)

    انگار اولین بار بود که این آیه رو می‌شنیدم، تازه‌ی تازه بود… چقدر چسبید!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: روح زندگی
    برچسب ها: , , ,