نگارهٔ سی و یکم
نگارهٔ سی و نهم
نگارهٔ پنجاه و دوم
نگارهٔ بیست و چهارم
نگارهٔ بیست و یکم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۶م, اردیبهشت ۱۳۹۱، تعداد بازدیدها: 316 نفر

    ندیده‌ام تاکنون کسی مخالفِ ایجاد تنوع در پوشش باشد. انگار اغلب‌مان بر سر ایجاد تنوع به توافقی نانوشته رسیده باشیم. اما در مورد مصادیقش اختلاف نظر زیادی داریم. عده‌ای تا حرف از تنوع حجاب می‌شود، به فکر تغییر رنگِ سیاه چادر می‌افتند و عده‌ای مدل‌های مختلف مانتو را پیشنهاد می‌دهند. چند سال اخیر البته مدل‌های متنوع مقنعه هم به بازار آمده که به نظر نمی‌رسد با استقبالِ خیلی خوبی مواجه شده باشد.


    این مدل‌ها جلب توجه می‌کند

    اخیراً که بحث‌هایی از مدل‌های متنوع بستن شال و روسری به میان آمده، عده‌ای از همین دوستانِ طرفدار تنوع، و البته دوستانِ مخالفِ تنوع جبهه گرفته‌اند که این‌ها دیگر چه جور «حجاب»هایی است؟ حجاب نباید جلب توجه کند (به قولی حجاب نباید زیبا باشد؛‌ چرا که زیبایی باعث جلب توجه می‌شود و همینْ با هدف شرع از پوشش در تضاد است!*).

    برای تبیین این موضوع، سعی کرده‌ام نمونه‌ای مصداقی را مورد توجه قرار دهم که پس از بررسی آن، خوانندهٔ گرامی و فکور، از ورای این مثالِ ناقص، خود به مقصودِ مبسوط نویسنده نائل می‌شود.

    به طور مشخص دربارهٔ این قبیل مدل‌ها (+ و +) دارم صحبت می‌کنم؛ و البته مدل‌های مشابهش. نظرات ذیل این مدل را بخوانید… عده‌ای از دوستان که تعداشان هم کم نیست، به برآمدگی پشت سر مانکن «گیر» داده‌اند که «مثل کوهان شتر است و مصداقِ حدیث پیامبر» و یا به آرایش مانکن! این دوستان آدم را یاد آن فردی می‌اندازند که وقتی با اشارهٔ انگشت، دوردستی را به‌ش نشان می‌دهی، به نوک انگشتت چشم می‌دوزد و می‌گوید چرا ناخنت این‌قدر دراز است! (خب این مانکن، یک نمونه است؛ شما کوهان شتر را بردار!)

     دوستان دیگری که از جلب توجه کردن این مدل‌ها صحبت کرده‌اند، احتمالاً فراموش کرده‌اند که در بطنِ خود جامعه، به طور واقعی و نه انتزاعی و تئوریک، با چه مدل‌هایی مواجه‌ایم. آیا به نظر این دوستان، شالی که دو پرش آزاد است و لاخ‌های فر شده و رنگ شدهٔ مو از هر جهتش هویداست و گوش و گوش‌واره و گردن و گاه فراتر از این‌ها در معرض دید است، توجه بیشتری را جلب می‌کند یا این نوع مدل بستن روسری؟ و به نظر این دوستان، اصولاً مفسدهٔ کدام‌یک بیشتر است؟


    زیر چادر؟

    بعضی از دوستان اعتراض‌شان که گاه توأم شده با تمسخر به این است که این مدل روسری‌ها را که نمی‌شود زیر چادر پوشید! بله بعضی از این مدل‌ها را واقعاً زیر چادر نمی‌توان استفاده کرد، چون علاوه بر این که اصلاً تنوعش دیده نمی‌شود، یک سری حجم‌های نازیبایی را روی سر و زیر چادر ایجاد می‌کند که خنده‌دار می‌شود. اما این دوستان بد نیست قبل از به سخره گرفتن چنین موضوعی به این فکر کنند که آیا مخاطب این پیشنهاداتِ پوشش، خانم‌های چادری هستند یا غیرچادری. من فکر می‌کنم این روشن و واضح است که چنین نمونه‌هایی در درجهٔ اول برای استفادهٔ بدون چادر است و برای کسانی است که دوست دارند هم محجب باشند و هم شیک بپوشند و در عین حال چندان دل خوشی از نمونه‌های رایج در جامعه ندارند. و اگر قرار باشد یک خانم چادریِ با ذوق از این مدل‌ها استفاده کند، با اندک تغییراتی که در آن می‌دهد، می‌تواند حجم‌های نازیبای زیر چادر را حذف کند و به گونه‌ای خوشایند ازش استفاده کند.


    مهمانی باحجاب؟

    علاوه بر مورد فوق، بعضی از این مدل‌ها برای استفاده در بعضی مهمانی‌ها بسیار مناسب و شکیل است. البته در مقابل این صحبت هم، جبهه‌گیری‌های زیادی شده و می‌شود؛ مثل این که: «مگر نامحرمِ یک مهمانی از نامحرم‌های کوچه و خیابان محرم‌تر است؟» و اگر در پاسخ اشاره‌ای به این بکنی که از این مدل در مهمانی‌های زنانه هم می‌شود استفاده کرد، می‌پرسند: «مگر در مهمانی زنانه هم روسری می‌پوشند؟»

    در اینجا باز هم همان اشتباه اول تکرار شده و تصور شده است که مخاطب چنین نمونه‌هایی، خانم‌های محجبهٔ چادری‌اند و بس! واقعیت این است که بعضی وقت‌ها، توانایی اندیشیدنِ فراتر از کلیشه‌ها و دیده‌های‌مان را نداریم. من دخترانی را می‌شناسم که تمایلی به داشتنِ حجاب سفت و سختِ چادر و مقنعه ندارند و در عین حال بی‌قیدی در پوشش را هم برنمی‌تابند. و اتفاقاً دیده‌ام که چقدر تلاش می‌کنند در مهمانی‌ها یا مراسم جشن و عروسی، هم پوشیده باشند و هم زیبا باشند و خاص. حتماً شما هم دور و بر خودتان نمونه‌های این‌چنینی دیده‌اید.

    حال تصور کنید به کمک این پوشش، این دسته از بانوان، هم به خواستهٔ خودشان در شکیل بودن برسند و هم حفظ حجاب بکنند. هنوز هم به نظرتان این اتفاق بدی است؟

    در مورد مهمانی‌های زنانه، باید بگویم تعجب می‌کنم از دوستانی که تصور می‌کنند الزاماً در هر مهمانی زنانه‌ای حجاب‌ها برداشته می‌شود. مهمانی‌های زنانهٔ زیادی هستند که در هر کدام به دلیلی مدعوین حجاب را برنمی‌دارند. به عنوان نمونه می‌شود از مراسم‌های زنانه‌ای که رنگ و بوی مذهبی دارد نام برد؛ مثلاً مراسم جشن میلاد حضرت زهرا(س) را تصور کنید که در آن به دلیل حفظ حرمت یا هر دلیل دیگری، بانوان با حجاب حاضر می‌شوند؛ گرچه که حجاب در محفل‌های زنانه به سفت و سختیِ حجاب در بیرون از مجلس نیست.

    حال اگر در یک چنین مهمانیِ شادی، کسی چنین پوششی را برای خود انتخاب کند و چنین آراسته و زیبا در جمع حاضر شود، هنوز هم برای دوستانِ چند آتیشه‌مان(!) خیلی عجیب یا مضحک است؟

    من کسانی را می‌شناسم که به دلایلی مثل موقعیتِ خاص همسرشان در جامعه، یا موقعیتِ اجتماعی خودشان، در جشن‌ها و مهمانی‌های زنانه هم به حفظ درجه‌ای از حجاب معتقد و پای‌بندند؛ که در این موارد استفاده از این چنین نمونه‌هایی برای آن‌ها می‌تواند علاوه بر حفظ زیبایی، آنچه که منظور نظرشان است را هم برآورده کند.

    پس دوستانْ می‌بینند که می‌شود در مهمانی‌ها هم از این مدل‌ها استفاده کرد؛ چه در مهمانی‌ها و جشن‌های مختلط (برای کسانی که مقید به حجاب‌اند اما نه به اندازهٔ بعضی بانوانِ چادری) و چه در مهمانی‌های زنانه (برای بانوانی که به دلایل ذکر شده مایل به داشتن حجاب‌اند).


    کمی انعطاف بد نیست!

    همیشه حرف‌ها در وقت شعار زیبا هستند و اغلب روی آن‌ها اتفاق نظر داریم؛ اما همین حرف‌ها وقتی رو به عملی شدن می‌روند، در مصادیق‌شان منشأ اختلاف‌اند. ایجاد تنوع در پوشش تقریباً موضوع مورد اتفاق‌نظری است؛ اما گاهی از ایجاد تنوع، ناخواسته، ندانسته و یا به دلیل سوء تفاهمِ ایجاد شده، جلوگیری می‌کنیم.

     تنوع در مدل‌های روسری و بستن شال، به دلیل پوشیدگی بیشترش نسبت به مدل‌های رایجِ جامعه، و در عین حال زیبایی و شکیل بودنش، نه تنها مانعی ندارد که به نظر نویسنده حتی لازم است. این در حالی است که عده‌ای از دوستانِ دغدغه‌مند، با چنین تنوعی مخالف بوده و آن را انحرافی در مسئلهٔ حجاب می‌دانند. در حالی که ریشهٔ اغلبِ انتقاداتِ آنان به دلیل بی‌توجهی به طیف مخاطبینِ چنین پوشش‌هایی است.

    مدل‌های متنوعی که در این نوشته از آن‌ها صحبت شد، بر خلاف تصور بسیاری از دوستانِ مخالف، الزاماً پیشنهاداتی برای خانم‌های چادری و دخترانِ شدیداً معتقد به حجابِ حداکثری نیست؛ این‌ها پیشنهاداتِ کوچکی است به بانوانی که خواستار تنوع، زیبایی و البته پوشش‌اند (گرچه پوشش حداکثری مدنظرشان نباشد).

    ضمن این که روشن است که منظور از «پیشنهاد»، صرفاً طرح پیشنهاد است و نه آن‌طور که بعضی دوستان در نظرات‌شان ابراز کرده‌اند، اجبار و الزام به چنین پوششی. تا بوده همین بوده که وقتی طرحی «پیشنهاد» می‌شود، عده‌ای که خوش‌شان می‌آید می‌توانند بپذیرند و عده‌ای که به هر دلیلی نمی‌پسندند، می‌توانند نپذیرند؛ در «پیشنهاد»، «اجبار» نیست.

    اما در این میان بعضی مقاومت‌ها صرفاً به جهت جلوگیری از بدعت‌گذاری صورت می‌گیرد که قابل درک است و با تأملی کوتاه قابل رفع. اگر دوستانی که با طرح مدل‌های متنوعِ پوشیده، ترس از بدعت در حجاب و پوشش را دارند نیم‌نگاهی به اطراف‌شان بیندازند و دخترها و زنانِ کوچه و بازار و مدارس و دانشگاه را ببینند، به لزومِ ارائهٔ طرح‌های متنوع و پوشیده و در عین حال زیبا اذعان خواهند کرد؛ چرا که تصدیق می‌کنند محجبه شدن همهٔ این زنان و بانوان، ممکن نیست (حداقل با توجه به شرایط و زیرساخت‌های کنونی)؛ اما «بهتر کردن»ِ پوشش بخشی از آنان، به کمک طرح‌های زیبا و بدیع، ممکن است (گرچه این بخش، بخش کوچکی از آنان باشد).

    به نظرم با توجه به وضع کنونی پوشش در جامعه، بهتر است واقع‌گرایانه بپذیریم که دورانِ سخت‌گیری‌های بیش از حد و نگاه‌های صفر و یکی به سر رسیده است و با در نظر گرفتن طرح‌هایی بدیع اما بی‌خطر(!) می‌توان در بهبود وضعیتِ پوشش گروهی از بانوان قدمی برداشت. بهتر است به جای تمسخر و منع کردن از تنوع‌های این‌چنینی که حدود شرعی در آن رعایت می‌شود، اجازه بدهیم بخشِ میانیِ جامعهٔ بانوان به‌جای تمایل و گرایش به پوشش‌های غیرشرعی و محرکِ کنونی در جامعه، جذب چنین نمونه‌هایی از پوشش شده، علاوه بر حفظ زیباییِ مورد نظرشان، به حجاب بهتری دست یابند.

    در انتها باز تأکید می‌کنم که این چنین مسائلی، صرفاً طرح‌های ساده و دمِ دستی است برای کمی،… فقط کمی بهتر کردن مسئلهٔ حجاب؛ وگرنه آنچه که در واقع باید انجام شود کارهای فرهنگیِ قوی و زیرساختی است که الزاماً ربطی به پوشش ندارد. (+)

    .

    *موضوعی که در این مباحث، همچون سلاحی قدیمی همواره مطرح می‌شود این است که «حجاب نباید جلب توجه کند»؛ اما نکته‌ای که پاسخش اغلب مغفول می‌ماند این است که «آیا هر جلب توجهی حرام است؟»

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 3.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: , , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۴م, اردیبهشت ۱۳۹۱، تعداد بازدیدها: 426 نفر

    عکس از مدیار شجاعی‌فر

    چند روز پیش با یکی از دوستان گپ می‌زدیم، بحث‌مان کشید به اشاره‌هایی که در وبلاگم به تنوع در پوشش کرده بودم (+) که دوستم نظرم را دربارهٔ رنگ چادر پرسید. گفتم: به نظرم هر چیزی را به اسمِ تنوع نمی‌شود دست‌کاری کرد.

    به این فکر می‌کردم که بعضی دوستان یا مسئولین، واقعاً با چه انگیزه‌ای می‌روند سراغ تغییر رنگ چادر و می‌خواهند در این زمینه فرهنگ‌سازی کنند. مگر مشکلِ حالِ حاضرِ پوشش، رنگِ چادر است؟ یعنی ما اگر بتوانیم این را جا بیندازیم که چادر می‌تواند سیاه نباشد و رنگ‌های متنوعی داشته باشد، مسئلهٔ پوشش در کشور حل می‌شود؟ مشکلِ الانِ پوشش در جامعهٔ ما چادری شدنِ دختران است؟!

    یا اصولاً رنگِ چادر، مشکلِ چند درصد از چادری‌های ماست؟ یا چادر نپوشیدنِ چند درصد از خانم‌های ما به خاطر رنگِ سیاهِ آن است؟

    موضوع اینجاست که مسئله اشتباه تعریف شده، در نتیجه به راه‌کارها و راه‌حل‌های نادرست منتهی شده است. مسئلهٔ پوشش در جامعهٔ ما، چادر نیست؛ پوشیده بودن است، شایسته و درخورِ روحِ متعالی لباس پوشیدن است (چه در مورد زنان و چه در مورد مردان)، مسئلهْ عفت است و حیا.

    اگر تعریف مسئله به درستی انجام شود، دیگر به سراغِ تغییر و تخریبِ چیزی که مشکلی ندارد نمی‌رویم و به جای آن به حل مشکلات جدی و نه واهی می‌اندیشیم. به جای فکر کردن برای تغییر رنگ چادر و فرهنگ‌سازی در این زمینه، می‌نشینیم روی زیرساخت‌های حیا کار می‌کنیم؛ روی عواملِ ریشه‌ای‌تر حجاب که الزاماً حتی ربطی به پوشش ندارند.

    خانم‌های چادریِ ما مشکلی اگر با چادرشان داشته‌اند، با طراحی چادرهای ایرانی و دانشجویی و آستین‌دار حل شده است. فکری به حالِ طرح‌های افراط‌گرایانهٔ [ضدِ]حجابِ دستگاه‌های فرهنگی باید کرد و به این اندیشید که تا وقتی روابطِ دخترانِ ما با خانواده‌شان، روابط همسران ما با یکدیگر، روابط والدین با فرزندان درست نشده است و تا وقتی که مثل نقل و نبات مدهای جدیدِ زائل‌کنندهٔ حیا وارد بازار پوشاک شده یا در داخل تولید می‌شود و راحت‌تر و ارزان‌تر از مدل‌های ساده و معقول در دسترس متقاضیان قرار می‌گیرد، برخوردِ نیروهای انتظامی و دست‌گیری و امضا و تعهد و دوباره آزادی؛ به جایی نمی‌رسد.

    شاید یکی از راه‌حل‌های کوتاه‌مدتِ مسئلهٔ حجاب، ایجاد تنوع معقول و منطقی در پوشش باشد که به یاری خدا به زودی چیزهایی در این مورد خواهم نوشت.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۸م, شهریور ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 673 نفر

    عکس از شهاب‌الدین واجدی

    استاد حضور و غیابش را کرده بود که رسیدم. اولین صندلی خالی‌ای که دیدم، بنا کردم به نشستن. چادر را از سرم برداشتم و روی پشتی صندلی گذاشتم. داشتم کتاب را از کیفم بیرون می‌آوردم که کناردستی‌ام با کنجکاوی خاصی پرسید: «تو چرا اینقدر محجبه‌ای؟»

    دست‌کم ده جلسه هم‌کلاس بودیم و انگار اولین بار بود که می‌دید چادر سرم می‌کنم.

    برای اینکه از سؤالش مطمئن شوم، از او که خانم حدوداً چهل ساله‌ای بود، پرسیدم: «چی؟» اشاره‌ای به چادرم کرد و گفت: «تو چرا این‌قدر محجبه‌ای؟ برای جای خاصی کار می‌کنی؟» نگاهی به چادر و روسری رنگی‌ام انداختم. لبخندی زدم و گفتم: «نه؛ مگه فقط کارمندا محجبه هستن؟» گفت: «اونایی که یه جایی مسئولیتی، چیزی دارن این‌جوری حجاب می‌گیرن»! خندیدم، دستم را روی دستش گذاشتم و گفتم: «اولین باره همچین چیزی می‌شنوم».

    مداد را از کیفم بیرون آوردم. دوباره پرسید: «کجایی هستی؟ لاری نیستی؟» این‌بار لبخندم رنگ تعجب گرفته بود. گفتم: «نه». باز برای اطمینان پرسید: «لاری؟ جنوبی؟ بوشهری؟» فکر کردم لابد چقدر حیا کرده که نگفته شهرستانی یا دهاتی!

    گفتم: «اصلاً تو این شهرایی که می‌گی، آشنا هم ندارم!»

    کتاب را باز کردم. هنوز داشت با خودش فکر می‌کرد. برای سومین بار پرسید: «دانشجویی؟» گفتم: «تقریباً درسمُ تموم کرده‌م». پرسید: «چی خوندی؟». وقتی پاسخ را با «ارشد ِ علوم قرآنی» دادم، انگار جوابش را گرفته بود، سرش را تکان داد، لبخندی زد و گفت: «آآآآهان!»

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (14 رأی، میانگین: 4.36 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۳م, شهریور ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 613 نفر


    اگر بفهمید قرار است توی این پُست دربارهٔ «حجاب و عفاف» بنویسم، چقدر طول می‌کشد تا این صفحه را ببندید؟ سه سوت؟ چند ثانیه؟ بعد از یک اسکرول کلی؟ یا بعد از خواندن کل مطلب؟

    من باشم احتمالاً به احترام نویسنده یک اسکرول می‌کنم و بعد می‌بندم. راحت‌تر بگویم؛ من ِ چادری ِ طرفدار حجاب، آلرژی پیدا کرده‌ام به عبارت «حجاب و عفاف» از بس که هر کسی از راه رسید شعار حجاب و عفاف داد و «طرح».

    و از بس که در پس ِ کارهای سطحی ِ کارشناسی نشده، آدم‌ها را زده کرده‌ایم نسبت به حجاب؛ توی کاریکاتورهای‌مان بدحجابان را شیطانی و آتشین، و چادری‌ها را فرشته‌سان کشیدیم؛ شاخه‌گل دست خوش‌حجاب‌ها دادیم و آن‌ها را آدم‌تر از بدحجابان فرض کردیم و با مأمورین نیروی انتظامی به استقبال بدحجاب‌ها رفتیم…

    هر وقت بحثِ کار کردن روی حجاب و عفاف می‌شد، خودم را کنار می‌کشیدم. می‌گفتم این‌طوری نمی‌شود. شروع کار باید با یک تحقیق میدانی علمی باشد. شالودهٔ کار باید نتایج یک آسیب‌شناسی علمی و درست و درمان باشد. با کاریکاتور و شعر و داستان و وبلاگِ حجاب و عفافی نمی‌شود فرهنگ‌سازی کرد. نه که نشودها؛ کار عمیق و وسیعی نمی‌شود کرد؛ تأثیرگذاری‌ش آن‌طور که باید، ماندگار نیست. مخاطبِ این طور چیزها اغلب کسانی هستند که به حجاب معتقدند، نه آن‌ها که گروه هدف ما هستند.


    کار فرهنگی اتیکت ندارد

    کار فرهنگی یک حرکت زیر پوستی است. یواشکی باید به مخاطبت خوراک بدهی، نه که بسته‌بندی کنی و رویش اتیکت بزنی «بستهٔ حجاب و عفاف» و تقدیمش کنی! کار فرهنگی اگر لو برود نصف بیشتر اثر خودش را از دست می‌دهد. به همین روندِ هجمهٔ فرهنگی غرب نگاه کنید. اگر غرب می‌خواست مدل ما کار کند تک و توک آدمی پیدا می‌کرد که جام زهرآگینش را از دستش بگیرند و صاف بریزند توی حلقشان.

    کار فرهنگی، یعنی نهادینه کردن یک باور. اغلب باورها یک شبه شکل نمی‌گیرند. نهادینه کردن نیاز به زمان دارد؛ یک پروژهٔ بلندمدت است. مگر آن‌ها که حجاب‌شان را برداشتند یک شبه بی‌حجاب شده‌اند که یک روزه، با یک همایش و یک نمایشگاه و یک شاخه گل و چند تا پوستر باحجاب شوند؟

    این ساده‌اندیشی است که خیال کنیم با این طرح‌های کوتاه‌مدت ظاهری و پوسته‌ای یا با گشت ارشاد و تذکر و گرفتن و بردن و امضا و تعهد، وضع پوشش در جامعه اصلاح می‌شود.

    باید رو آورد به حرکت‌های اساسی و حساب‌شدهٔ زیرساختی -که البته بعضی رو آورده‌اند. اما بخشی از کارهای فرهنگی در کشور ما، یا به دلیل جوان بودن جمعیت و کم‌شکیبایی‌ای که جوان‌ها عموماً دارند، یا به خاطر ژست‌های سیاسی و پر کردن رزومهٔ کاری و کارنامهٔ افتخارات، به صورت کوتاه‌مدت و مقطعی انجام می‌گیرد که به همین دلیل کم‌اثر و فانی است.


    به حجاب گیر ندهیم!

    باید بجای کار مستقیم روی حجاب و پوشش، رفت سراغ چیزهای دیگری که اگر باشند، خودبه‌خود مسئلهٔ پوشش هم -اگر نگوییم حل می‌شود- بهبود پیدا می‌کند؛ چیزهایی که مسبب بدپوششی‌اند.

    یکی از راه‌هایش، کار کردن روی حل مشکلات خانواده است. به جای صرف این همه هزینه برای برپایی نمایشگاه و همایش و کارهایی از این دست، اگر آن هزینه را روی خانواده‌ها سرمایه‌گذاری کنیم و سعی کنیم هر خانواده را با مشاور روانشناس مجربی آشنا کنیم و یادشان بدهیم که از همان ابتدا با همکاری مشاور ضعف‌های زندگی‌شان را، نقاط برخوردشان را رفع کنند، فرداروز به مشکلات حادتری دچار نمی‌شوند که نتیجه‌اش بشود بی‌توجهی به فرزند و شخصیت و هویت و خواسته‌هایش.

    خیلی از همین کسانی که رو آورده‌اند به تبرّج و خودنمایی (نمی‌گویم «همه‌شان»)، به خاطر این است که در خانواده جدی گرفته نشده‌اند. حساب نمی‌شوند. نظراتشان هیچ‌وقت دیده نمی‌شود. همیشه به‌شان به عنوان «بچه»‌ای که توان درک و تشخیص ندارد نگاه می‌شده و اجازهٔ حرف زدن نداشته‌اند. به هزاران طریق تحقیر شده‌اند و در نهایت، شرایط خانواده طوری بوده است که حالا از بودن در منزل احساس آرامش و رضایت نمی‌کنند.

    وقتی خواسته‌های اولیه، در خانواده که مهم‌ترین نهاد و مرکز شکل‌گیری شخصیت و احساسات است، تأمین نشود، طبیعی است که آدم جای دیگری دنبال رفع و رجوعش باشد. کم‌ترینش همین خودنمایی است.

    یک راه حل دیگر، ایجاد و پرورش تفکر انتقادی در افراد است. اگر بچه‌ها از همان دوران کودکی، در خانه و مهد و مدرسه یاد بگیرند که برای هر چیزی دلیلی را جست‌وجو کنند و دیدی پرسشگر به اطراف‌شان داشته باشند، دیگر به راحتی مصرف‌کنندهٔ هر تفکر و هر روشی نخواهند بود. یکی‌ش همین مُدهای پوشش.

    این راه‌های زیرساختی و غیرمستقیم زیاد است. افزایش اعتماد به نفس؛ ابراز علاقهٔ پدر و مادر به یکدیگر در مقابل فرزندان؛ به زبان آوردن و تحسین زیبایی‌های ظاهری و اخلاقی دختر توسط پدر و برادر و محارمش؛ روابط دوستانهٔ خواهر و برادرها؛ افزایش ارتباط با نسل پیشین و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها…

     راه‌های بهبود وضع سلامت روانی جامعه زیاد است. شما هم پیشنهاد بدهید!

    این مطلب در چارقد
    این مطلب در پارسینه

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (4 رأی، میانگین: 4.75 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, مرداد ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 451 نفر

    برخورد صفر و یکی کردن با حجاب، از برخورد نظامی کردن با آن هم قبیح‌تر است و شکاف را بیشتر می‌کند. اگر هر کس کمی به اعتقادات خودش نگاه کند و اعمالش را با آن اعتقاداتش ارزیابی کند، به وضوح درمیابد که خیلی از اعمالش -اگر برخلاف اعتقاداتش نباشد- دچار نقص است.

    در زمینهٔ حجاب هم وضع به همین منوال است. رعایت حجاب یکی از شرعیات است، مثل اجتناب از کذب. که البته دروغ از گناهان کبیره شمرده شده و بی‌حجابی نه! ولی حساسیتی که روی اولی در جامعه موج می‌زند، هرگز به اندازهٔ دومی نیست.

    حالا که در دنیای وانفسای قرن بیست و یکی اغلب قریب به اتفاق آدم‌ها در بجا آوردن اعمال نقص دارند، بهتر است وجود این نقص را هم در حجاب، مثل سایر موازین شرعی بپذیریم.

    اگر بپذیریم که بسیاری از خانم‌ها و آقایان مسلمان که به طور کامل حجاب را رعایت نمی‌کنند، به آن اعتقاد قلبی دارند، کار کردن بر این موضوع و سخن گفتن و تبادل نظر بسیار راحت‌تر می‌شود؛ درست همان‌طور که قبول داریم فرد دروغگو به لزوم صداقت ایمان دارد.

    اگر به وجود نقص در حجاب، مثل نقص در خیلی از امور دینی دیگر نگاه کنیم، مانع از ایجاد تنوع در حجاب نخواهیم شد. تنوعی که برخلاف تنوع موجود در مانتوها و شال‌ها، پوشش کاملی را به همراه بیاورد.

    کم کردن حساسیت بر روی رنگ پوشش می‌تواند یکی از این تنوع‌ها باشد. درست است که هر رنگی مناسب حضور در جامعه نیست، اما اصل تنوع رنگ نیز ممانعت شرعی ندارد.

    افزایش تنوع در نوع بستن روسری یا مدل مقنعه یکی دیگر از راه‌هاست که به افراد کم‌پوشش اجازه می‌دهد غیر از دو انتخاب «حجاب کامل» و «بی‌حجابی»، حجاب دیگری را برگزینند که بارها بهتر از بی‌حجابی است.

    متأسفانه حساسیتی که بعضی افراد مذهبی در قبال پوشش کامل، اما متنوع نشان می‌دهند، از حساسیتی که نسبت به تنوع مبتذل موجود در پوشش نشان می‌دهند بیشتر است!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (8 رأی، میانگین: 3.50 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم
    برچسب ها: , ,