نگارهٔ پنجاه و نهم
نگارهٔ هجدهم
نگارهٔ بیست و پنجم
نگارهٔ چهل و پنجم
نگارهٔ سی و هشتم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۷م, آذر ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 199 نفر

    .
    از دیروز یک بحثی توی خبرگزاری‌ها راه افتاده که آیا این آقای منتظر الزیدی، همان خبرنگار کفش‌انداز(!)، شیعه است یا سنی، آیا از دوست‌داران ایران است یا بعثی است. بعد آن‌هایی که به خبری مبنی بر بعثی بودن او، استناد می‌کنند، بقیه را به خاطر طرفداری و ارزش‌گذاری بر رفتار الزیدی سرزنش می‌کنند!

    بد نیست قبل از این مباحث، این مسئله روشن می‌شد که چرا از کار الزیدی تمجید شد. آیا به جهت مذهب و گرایشات او، یا به سبب نفس عملش؟ بگذریم از بعضی‌ها که فقط به خاطر «حال»ی که این کفش‌پراکنی به آن‌ها داد، به الزیدی «ایول» گفتند!

    واقعا چه فرقی دارد که الزیدی شیعه باشد یا سنی، ایران را دوست داشته باشد یا نداشته باشد؟ الزیدی یک آدم شجاعی بود که در حد و توان خودش، از ملتش، در برابر رئیس‌جمهور ابرقدرت جهان و در مقابل چشم مردم دنیا دفاع کرد. واقعا همین کافی نیست برای ارزشمند دانستن حرکت او و تمجید و تشویقش؟!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...