نگارهٔ نهم
نگارهٔ سی و چهارم
نگارهٔ بیست و هفتم
نگارهٔ سی و پنجم
نگارهٔ چهل و یکم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۴م, مرداد ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 209 نفر

    یک چیز بدجنسی توی دلم هست که بعضی وقت‌ها دوست دارد بعضی جریانات یک جور دیگر اتفاق بیفتد و پایانشان هپی‌اند (Happy end) نباشد.

    خیلی وقت‌ها شده که فیلمی به انتها نزدیک می‌شود و من هی توی دلم خدا خدا می‌کنم که نقش اول فیلم، اگر توی خطر است، نجات پیدا نکند و اگر درگیر ازدواج است، به معشوقش نرسد یا اگر دنبال پیروزی است، شکست بخورد. همین‌طور وقتی داستانی می‌خوانم.

    شاید به نظر بیاید خیلی بدجنسی است، ولی از وقتی که دیدم آخر ِ نود درصد فیلم‌ها را –شاید به خاطر اصل هپی‌اند بودنشان- می‌شود حدس زد؛ دلم می‌خواست فیلمی که نگاه می‌کنم، جزء آن ده درصد دیگر باشد تا یک پایان غیرتکراری و متفاوت و غیرمنتظره داشته باشد.

    حالا این روزها گوشه‌ای از عالم نازیبای سیاست، یک چیزی دارد زمزمه می‌شود، که همان چیز بدجنس توی دلم، دوست دارد آخر آن چیز هپی‌اند نباشد تا به خاطر تنبیه قهرمانش، دلش خنک بشود!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان
    برچسب ها: , , ,