قبل از هر چیز قلمش جذبم کرد؛ ساده و روان بود. انگار خودش نشسته باشد جلوی رویت و شمرده و دقیق برایت تعریف کند. بعدش چیزی طول نکشید که افتادم وسط ماجرا و قضایا. توصیفات دقیقش از محیط و آدمها و احساسات آنقدر واضح بود که انگار به جای خواندن کتاب، داری فیلمش را میبینی. جزئیات هم شده بود تکملهی جذابیتها.
پیش از این، از بعضی دوستان اسم کتاب «دا» را شنیده بودم. علیرغم حجم زیادش، فروش فوقالعادهاش زبانزد شده بود، طوری که در مدت ۸ ماه، به چاپ پنجاه و پنجم رسید.
پنج-شش ماهی میشد که «دا» گوشهی اتاق، منتظر نشسته بود تا فرصتی پیدا کنم و بخوانمش. بالاخره دو سه هفته پیش این فرصت دست داد.
«دا» که لغتی است کُردی و به معنی مادر، اسم کتابی است از خاطرات سیده زهرا حسینی -که زمان شروع جنگ تحمیلی ۱۷ ساله بوده- و شرح فعالیتهای او به عنوان غسّال، امدادگر، رزمنده و تدارکات و پشتیبانی.
راوی و نویسنده چنان آدم را با خودشان همراه میکنند که در تمام لحظات دردناکِ «زهرا»، تو هم ناخواسته درد میکشی و با ناراحتیاش اشک میریزی؛ با شادیهایش شاد میشوی و با خستگیاش بیرمق.
لذت کتابخوانی، یادگیری و شوق جهاد، را توأماً با خواندن «دا» تجربه کردم. آدم از شروع کتاب تا انتهای آن، در حال یادگیری مجموعهای از درسهای زندگی و اعتقادی، به کاربردیترین وجه است. انگار زهرا با همهی این خطرات و سختیها، زنده مانده بود تا روزی پل ارتباط نسلهای بعد از خودش باشد با دفاع مقدس هشت ساله…
.
- کتاب «دا» در راه ترجمه به ۴ زبان
- رخشان بنیاعتماد: «دا» بخش گفته نشده از تاریخ جنگی بود که هنوز پیامدهایش را پس میدهیم
- حبیب احمدزاده: دا حدیث راه پرخون می کند
- گوهر خیراندیش و مریلا زارعی از کتاب «دا» میگویند
- احمد نجفی: «دا» درخشانترین کتابی است که در زمینه دفاع مقدس چاپ شده است
- عضو هیئت رئیسه مجلس: «دا» در ردیف شاهکارهای ادبیات انقلاب است
- سعید ابوطالب: «دا» حلقهای از یک زنجیره گمشده است


