دل به دل راه ندارد. دل، به بعضی دلها راه دارد فقط؛ آن دلی که با دلت گره خورده باشد؛ هرچند گرهی کوری نباشد. مهم گرهاش هست. آشنایی دلها کفایت نمیکند.
قبول نداری؟ فکر کن ببین تا به حال چند نفر بهت گفتهاند دلتنگت بودم، در حالیکه تو نسبت به آنها هیچ احساس دلتنگی نداشتی.
عاشق آن دلتنگیهای بیبهانهام. نشستی و یک دفعه یاد کسی میافتی. بعد یکهو بیقرار میشوی. گوشی تلفن را برمیداری و شمارهاش را میگیری. برخلاف قاعدهی روزگار، بدون این که کاری باش داشته باشی(!) زنگ میزنی تا فقط بگویی: «دلم برات تنگ شده بود. خواستم صداتو بشنوم و حالی ازت بپرسم…»

