نگارهٔ پانزدهم
نگارهٔ بیستم
نگارهٔ سی و هشتم
نگارهٔ بیست و چهارم
نگارهٔ سی و دوم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲م, آذر ۱۳۸۶، تعداد بازدیدها: 1,337 نفر

    دل به دل راه ندارد. دل، به بعضی دل‌ها راه دارد فقط؛ آن دلی که با دلت گره خورده باشد؛ هرچند گره‌ی کوری نباشد. مهم گره‌اش هست. آشنایی دل‌ها کفایت نمی‌کند.

    قبول نداری؟ فکر کن ببین تا به حال چند نفر بهت گفته‌اند دلتنگت بودم، در حالی‌که تو نسبت به آن‌ها هیچ احساس دلتنگی نداشتی.

    عاشق آن دلتنگی‌های بی‌بهانه‌ام. نشستی و یک دفعه یاد کسی می‌افتی. بعد یکهو بی‌قرار می‌شوی. گوشی تلفن را برمی‌داری و شماره‌اش را می‌گیری. برخلاف قاعده‌ی روزگار، بدون این که کاری باش داشته باشی(!) زنگ می‌زنی تا فقط بگویی: «دلم برات تنگ شده بود. خواستم صداتو بشنوم و حالی ازت بپرسم…»

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
    برچسب ها: , , ,