نگارهٔ چهل و سوم
نگارهٔ نوزدهم
نگارهٔ پنجاه و سوم
نگارهٔ سی و هفتم
نگارهٔ پنجاهم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, تیر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 233 نفر

    .
    توی قم که باشی، اقلا از یک جهت ذهنت کمتر درگیر است و آن هم ظاهر آدم‌هاست. همه‌ی دختر و پسرهای قم باحجاب نیستند، ولی بد‌حجابی توی قم مثل شیراز و تهران آن‌قدرها بیداد نمی‌کند که با هر بار پا گذاشتن توی خیابان، فکرت را درگیر کند.

    اینکه قم، تا حدودی ظاهر یک شهر مذهبی را دارد، خیلی خوب است؛ ولی همین حفظ ظاهر انگار دغدغه‌ی آدم را کم می‌کند. این از آن خیال‌راحت‌هایی است که بودنشان زیاد خوب نیست. آدم را غافل می‌کند. یک وقت چشم باز می‌کنی و می‌بینی تبدیل شده‌ای به طلبه یا دانشجوی علوم دینی‌ای که سرخوشانه توی یک جزیره‌ی آرام، به درس و مباحثه نشسته و از باد و طوفان و سیل و زلزله‌ی خشکی‌های دیگر هیچ خبری ندارد و شب‌ تا شب، دست بلند می‌کند و خدا را به خاطر این همه آرامش و سلامت، دعا می‌کند.

    حالا باز تا این حدش هم زیاد بد نیست؛ ولی کمی که زیادی توی آن جزیره بمانی و حسابی غرق در خشکی خودت بشوی، دیگر نمی‌توانی حرف‌ها و داد و فریادهای آدم‌های خشکی‌های دیگر را بفهمی و یا همه‌اش آن حرف‌ها را اشتباه می‌فهمی و هی آن‌ها را تکفیر می‌کنی.

    نقطه‌ی اوجش -یا بهتر بگویم، نقطه‌ی تقعرش- آن زمانی است که دور جزیره‌ات را حصاری هم بکشی تا دیگر نه صدایی بشنوی و نه چیزی ببینی. بعد غرق می‌شوی در کلاس و درس و کتاب و نوشته و غفلت از دنیایی که به خاطرش «خلیفه» شده‌ای و مردمی که بنا بود برایشان مبلغ باشی و سیاستی که قرار بود عین دیانتت باشد…

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 3.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۸م, تیر ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 124 نفر
    » لطفا با توجه به جملات راهنما، به دو پرسش زیر پاسخ دهید:

    به کسانی که بهترین جواب‌ها را بدهند، کارت «خبرنگار افتخاری» خبرگزاری وزین اقدس‌نیوز اهداء خواهد شد.

    ۱
    خاتمی: اسلامی که بنده می‌خواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است و با این‌ها سازگار است و مانع آن‌ها نیست.

    اقدس‌نیوز: شما چه جور اسلامی می‌خواهید؟!

    ۲
    خاتمی: البته باید اسلام را به گونه‌ای ببینیم که با جمهوریت سازگار باشد و دمکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاح‌طلبان جز این نمی‌خواهند.

    اقدس‌نیوز: به نظر شما اسلام را به چه گونه‌های دیگری می‌شود دید؟!

    منبع جملات راهنما

    در همین رابطه بخوانید: + و +

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان
    برچسب ها: , ,