قرار بود بنده و خاله لیلا در مورد سفری که به مناطق جنگی داشتیم، یه آپدیت مَشت داشته باشیم، اما سفرهایی که بعدش برای هر دومون پیش اومد؛ مانع شد…
تعدادی از عکساش رو اینجا ببینید و بقیهی اون ها رو به همراه مطالبش در وبلاگ خاله لیلا ببینید!
|
مراسم صبحگاه |
اروند کنار |
اروند کنار |
|
شلمچه |
جمجهی یک شهید |
شلمچه |
|
شلمچه |
اونور رو میبینید؟! اونجا کربلاست!!! |
غروب شلمچه |
|
غروب شلمچه |
بیمارستان صحرایی امام حسین(ع) |
طلاییه |
|
طلاییه |
کربلای هویزه |
دهلاویه – (محل شهادت شهید چمران) |
|
بیمارستان صحرایی امام حسن مجتبی (ع) |
از مناظر زیبای بین راه |
از مناظر زیبای بین راه |
(از اروند عکس ندارم، چون اونجا تجهیزاتم رو گم کرده بودم
. بس که تو حس و حال بودم
. از دهلاویه هم عکس دیگهای ندارم، چون حسش نبود!)
یکی از قشنگترین خاطراتمون مربوط میشه به رزم شبانهای که شب دوم، در نزدیکی بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) انجام شد… وارد جزئیاتش نمیشم، چون اصلا دلم نمیخواهد بگم که بعضیا از ترس صدای تیرهای مشقی و دیدن آتشهای شبه خمپارهای(!) سفت به ما چسبیده بودن و ول کن هم نبودند؟!![]()




















(1 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)