به خودت سخت میگیری. حساسی نسبت به روابطی که قرار است شکل بگیرد. نسبت به آدمهایی که به زندگیات وارد میشوند. میشوی غربال ریزی که عدهٔ زیادی را پشت در حریمات نگه میداری. و دلخوشی به آنها که با ظرافت از این در عبور کردهاند.
بعد یک روز که خیلی دیر نیست، یکی از همین دلگرمیها که به سختی عبور کرده، که مدتی طول کشیده باش اخت شوی، بهش اعتماد کنی؛ با یک تماس کوتاه، با یک رفتار ساده، با یک پیامک چند کلمهای، خراشی به دل و ضربهای به در حریمات میزند که هیچ راه بازگشتی برایش نماند.
کماند آنها که قدردان این سختگیری و آن غربال دقیق باشند.


(7 رأی، میانگین: 4.86 امتیاز از 5)