نگارهٔ دهم
نگارهٔ چهل و یکم
نگارهٔ سی و چهارم
نگارهٔ دوازدهم
نگارهٔ چهاردهم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۳م, تیر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 142 نفر

    اولش که هیچ چیز خاصی حالی‌مان نیست، برای خودمان حسابی خوش‌ایم. بزرگ‌ترین دغدغه‌هایمان خوراکی و اسباب‌بازی است. بعد که بزرگ‌تر می‌شویم، خیال می‌کنیم با مدرسه رفتن و درس خواندن، «خانم» یا «آقا» شده‌ایم. خیلی زود می‌رسیم اول «جوانی» که شنیدن اسمش حتی، قند توی دل آدم آب می‌کند.

    اصلاً دنیای جوانی، برای خودش یک شهر فرنگ است. تا قبل از اینکه به آن برسیم، همه‌اش درباره‌ی جوانی می‌شنویم و خوشی‌هایی که از شنیدنش دلمان ضعف می‌رفت. دانشگاه، استقلال، پول درآوردن، ازدواج، تفریحات و مهمانی‌های دوستان،… همه‌اش توی دوره‌ی جوانی جمع شده بود. بعد که می‌افتیم توی این دوره، نه که لذتش را نبریم، اما تازه مشکلاتش به چشم‌مان می‌آید. قبلش خیلی به سختی‌هایش فکر نمی‌کردیم. شاید هم درست نمی‌دانستیم.

    بعد همه‌اش عجله داریم که همه‌ی کارهای دوران جوانی را زود، توی همین چند سال انجام بدهیم که قبل از خارج شدن از محدوده‌ی جوانان، کار ِ زمین‌مانده نداشته باشیم. انگار بعد از دایره‌ی جوانی، سرازیری است و یکنواختی. انگار غیر از عروس‌دار شدن و عروس کردن و نوه‌دار شدن، اتفاق خاصی قرار نیست بیفتد.

    بعد هم چشم که باز می‌کنیم می‌بینیم تکیه به عصا داده‌ایم و روی نیمکت پارکی نشسته ایم و رفت و آمد آدم‌ها را نگاه می‌کنیم تا شب برسد و بگیریم بخوابیم.

    هنوز از مرز جوانی نگذشته‌ام، اما گرد و غبار زمانه و دنیا را که بر دلم می‌نشیند، خوب دارم حس می‌کنم. شفافیت و سرخ‌رنگی قلبم، هر روز به خاکستری مات نزدیک‌تر می‌شود… یعنی چند سال دیگر، با خودم چه چیزهایی از مرز جوانی به همراه می‌برم؟ یعنی قلب آدم‌ها توی پیری چه رنگی است؟

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (3 رأی، میانگین: 3.67 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
    برچسب ها: , ,