- صدای زنگ در که به صدا دراومد، پشت سرش صدای بلندی شنیده میشد:
بازیافتی… سبدهاتون رو بیارید… بازیافتی…(۱)
صدای یه زن بود. در رو که باز کردم، دیدم کارگرای مرد بازیافت، از جمله راننده، همگی جای خودشون رو به کارگرای زن دادند با کلاههای زردرنگ. سه کارگر زن: رانندهی وانت، یه نفر که یکییکی زنگ خونهها رو میزنه و مواد بازیافتی رو تحویل میگیره و یکی که در قسمت بار وانت، اون بالا وایساده و سبدها رو خالی میکنه و برمیگردونه.
- پیشتر، مسئولین جمعآوری کرایه در خطوط سریع السیر(۲) مردها بودند؛ چند روزه که اونها در قسمت خواهران، جای خودشون رو به زنان دادند.
دیدگاه اول:
۱. ماشین بازیافت، صبحها که اغلب آقایون خارج از منزل هستند و عمدتا زنان، درها رو به روی اونها باز میکنند میان. از وقتی که کارگران مرد، جاشون رو به خانمها دادند، هم خانمهای خانهدار راحتترند و هم دیگه مشکل پوشش نامناسب (پای بدون جوراب، دستهای لخت و سر برهنه) در برخورد با کارگران از بین رفته. ضمنا خیلی خوبه که دیگه لازم نیست در اتوبوسهایی که گاهی مملو از جمعیتند، برای دریافت کرایهها، آقایون وارد قسمت خواهران بشن.
۲. اینها ثابت میکنه که زنها هیچی از آقایون کمتر ندارند!
دیدگاه دوم:
۱. ژان ژاک روسو معتقده که: «شبیه شدن زنان به مردان، باعث تسلط مردان بر آنها میگردد».(۳)
۲. زن مرواریده. گوهره… شأن زن خیلی بالاتر از اینه که در چنین مشاغلی قرار بگیره. این مشاغل شخصیت زن رو خیلی پایین آورده.
دیدگاه سوم:
- دیدگاه شما… ؟!
***
(۱) در شیراز طرح جداسازی زبالهها از مواد بازیافتی(مثل کاغذ، پلاستیک، شیشه و فلزات…) چند سال هست که در حال اجراست.
(۲) در شیراز غیر از خطوط شبانه، همهی خطوط حمل و نقل درونشهری خصوصی شدهاند؛ لذا به جای بلیط پول نقد دریافت میکنند.
(۳) روسو، ژان ژاک. امیل. ۱۹۷۹٫

