نگارهٔ بیست و ششم
نگارهٔ نوزدهم
نگارهٔ چهارم
نگارهٔ هفدهم
نگارهٔ سی و پنجم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, دی ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 264 نفر

    calmness

    آخرش ما برمی‌گردیم به سنت‌های خودمان. حالا هر چی هم که علم بخواهد پیشرفت بکند، باز هم علوم کسانی مثل شیخ بهایی یا ابن‌سینا رقیب ندارد!

    این را گفتم که بگویم یک مدت هست که متمایل شده‌ام به طب سنتی. فکرش را بکنید من که از اسم جوشانده و دم‌کرده فراری بوده‌ام، حالا مشتری‌اش که شده‌ام هیچ، تبلیغش را هم می‌کنم.

    این همه علم پزشکی پیشرفت کرده، ولی توی درمان خیلی از بیماری‌ها به درمان سطحی و دوره‌ای بسنده کرده است. مثلاً درمان ریزش مو را ببینید. یا شامپو می‌دهند و یا یک قطره‌ای، چیزی که بزنی به سطح سرت. یا فرضاً برای درمان جوش‌های پوستی که خیلی شایع است، یک صابون یا پماد یا ژل می‌دهند که بمالی روی سطح پوستت. بدون توجه به اینکه ببینند علت این مشکلات چیست.

    ولی توی طب سنتی تلاش می‌کنند علت بیماری را رفع کنند. بعد خودبخود خیلی از چیزها درست می‌شود. مثلاً دکتر من اول تشخیص داده که من کدام مزاج را دارم؛ دموی مزاجم یا صفراوی یا سوداوی و یا بلغمی. بعد می‌فهمد که مثلاً کبدم خوب کار نمی‌کند. چند تا داروی طبیعی و گیاهی تجویز می‌کند تا کبدم راه بیفتد! نتیجه‌اش این شده که بدون مصرف داروهای شیمیایی که بعضاً برهم‌زننده‌ی تعادل هرمون‌هاست، خودبخود چند تا چیز مختلف در بدنم تنظیم شده است. حتی چیزهایی که به خاطرش به این دکتر مراجعه نکرده بودم!

    یک مقدار که درباره‌ی طب سنتی چیزهایی خواندم، آخرش به این نتیجه رسیدم که تغذیه‌ی سنتی ما، نتیجه‌اش زیبایی ظاهری بدن و اندام، و سلامت اعضای داخلی است.

    توی همین مطالعه، دیدم نوشته است که ناهار در وعده‌های غذایی ما، اصالتی نداشته است؛ فقط صبحانه بوده و شام. اما صبحانه‌ی مفصل و شام ِ سر ِشب، و البته میوه به عنوان میان‌وعده. و گفته بود که خیلی از سردردهای روزانه و البته خواب‌آلودگی نیم‌روزی، به خاطرخوردن ناهار است.

    گفتم بگذار این را هم امتحان کنیم. الان یکی دو ماهی می‌شود که ناهار را حذف کرده‌ام و به صبحانه (ساعت ۷ یا ۸ صبح) و شام (ساعت ۶ یا ۷ شب) اکتفا می‌کنم. و در کمال تعجب دیده‌ام که از کسالت و خواب‌آلودگی نیم‌روزی هیچ خبری نیست و این برای من دانشجو که دنبال وقت اضافه می‌گردم یک پوئن بزرگ است. البته بعضی روزها نیم ساعت تا یک ساعت خواب قیلوله را دارم. می‌گویند بدن توی همین یک ساعت، اندازه‌ی تمام شب، انرژی کسب می‌کند و تازه باعث تقویت حافظه هم می‌شود.

    جالب اینجاست که با وجود اینکه خوردن برنج را هم در هفته محدود به یکی دو نوبت کرده‌ام، دو وعده کردن غذا، هیچ تأثیری در وزنم نداشته است؛ پس نگران ضعف و لاغری نباشید. این نوع تغذیه فقط کمک می‌کند که سرحال‌تر باشیم و وقت بیشتری در طول شبانه‌روز داشته باشیم. و البته یک وعده کمتر درگیر آشپزخانه و پخت غذا بشویم!

    جالب بود که یک جایی خواندم که توی آمریکا هم گرایش مردم به طب سنتی دارد زیادتر می‌شود. اصلاً این خط و این نشان؛ اگر آخرش علم پزشکی برنگشت به همان طب سنتی!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...