نگارهٔ چهل و یکم
نگارهٔ سی و چهارم
نگارهٔ پنجاه و هفتم
نگارهٔ چهل و سوم
نگارهٔ چهارم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۳م, شهریور ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 676 نفر

    .

    به خانم‌ها که نگاه می‌کردم اکثرشان مانتو و روسری مشکی داشتند. با این که ممنوعیتی برای انتخاب رنگ پوشش -حداقل در شیراز- وجود ندارد؛ اما اغلب‌شان به همان رنگ مشکی اکتفا می‌کنند. علی‌رغم این که دلیل این انتخاب‌شان را نمی‌دانم؛ اما این را خوب می‌دانم که اگر رنگ پوشش هم محدودیت قانونی پیدا می‌کرد و فرضا پوشیدن مانتو با رنگ روشن قانونا ممنوع می‌شد، همه‌شان بدون استثناء احساس نیاز به مانتوها و مقنعه‌های رنگی می‌کردند و بازار این مانتوها داغ می‌شد و صدای گلایه‌ی خانم‌ها، به خاطر محدود شدن آزادی‌شان، گوش فلک را کر می‌کرد.

    این شاید یکی از خصوصیات ممنوعیت باشد که آدم را به آنچه ممنوع شده، بیش‌تر راغب می‌کند.

    طرح امنیت اجتماعی هم که ظاهرا فقط در تهران نمود داشته(‍!) از این قاعده مستثنی نبوده است. شاید اجرای طرحی با این مضمون لازم می‌نمود؛ اما زور پلیس و بازداشت و جریمه، آن هم برای امری در حوزه‌ی فرهنگ، توجیه مناسبی ندارد.
    شاید تنها بخشی از این هدف در حوزه‌ی وظایف نیروی انتظامی باشد، که آن هم مقابله و برخورد با سرچشمه‌های تولید و توزیع پوشاک نامناسب است. درحالی که مجبور کردن دیگران به انجام کاری خلاف اعتقاد و تمایل‌شان به‌جز اثر منفی و حس لج‌بازی و مخالفت، نتیجه‌ی درخوری نخواهد داشت.

    .

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...