.
به خانمها که نگاه میکردم اکثرشان مانتو و روسری مشکی داشتند. با این که ممنوعیتی برای انتخاب رنگ پوشش -حداقل در شیراز- وجود ندارد؛ اما اغلبشان به همان رنگ مشکی اکتفا میکنند. علیرغم این که دلیل این انتخابشان را نمیدانم؛ اما این را خوب میدانم که اگر رنگ پوشش هم محدودیت قانونی پیدا میکرد و فرضا پوشیدن مانتو با رنگ روشن قانونا ممنوع میشد، همهشان بدون استثناء احساس نیاز به مانتوها و مقنعههای رنگی میکردند و بازار این مانتوها داغ میشد و صدای گلایهی خانمها، به خاطر محدود شدن آزادیشان، گوش فلک را کر میکرد.
این شاید یکی از خصوصیات ممنوعیت باشد که آدم را به آنچه ممنوع شده، بیشتر راغب میکند.
طرح امنیت اجتماعی هم که ظاهرا فقط در تهران نمود داشته(!) از این قاعده مستثنی نبوده است. شاید اجرای طرحی با این مضمون لازم مینمود؛ اما زور پلیس و بازداشت و جریمه، آن هم برای امری در حوزهی فرهنگ، توجیه مناسبی ندارد.
شاید تنها بخشی از این هدف در حوزهی وظایف نیروی انتظامی باشد، که آن هم مقابله و برخورد با سرچشمههای تولید و توزیع پوشاک نامناسب است. درحالی که مجبور کردن دیگران به انجام کاری خلاف اعتقاد و تمایلشان بهجز اثر منفی و حس لجبازی و مخالفت، نتیجهی درخوری نخواهد داشت.
.
برچسب ها: , حجاب و عفاف, زن, طرح امنیت اجتماعی

