نگارهٔ پنجاه و یکم
نگارهٔ چهل و دوم
نگارهٔ سی و یکم
نگارهٔ سی و دوم
نگارهٔ چهارم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۴م, آبان ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 1,567 نفر

    .
    حتما شما هم شنیده‌اید که چند سال پیش اعلام کردند که شهر قم توی کل کشور، بیشترین میزان فساد را دارد، و کلی هم همه نچ‌نچ کردند که ببین یک شهر مذهبی، فسادش از بقیه‌ی جاها بیشتر است، و این‌ها فسادهای زیرپوستی است، و ظاهرشان یک چیز است و در باطن یک چیز دیگر هستند و … .
    البته این که آیا این اول بودن در فساد، مطلق فساد و جرم را شامل می‌شود یا نوع خاصی از آن را، نمی‌دانم. جایی هم ندیدم که بهش اشاره کنند.
    اما اگر مطلق فساد را شامل بشود، یعنی شامل جرم‌هایی مثل دزدی و جیب‌بری هم بشود، خب هیچ جای تعجب نیست. این یک اصل ثابت‌شده است در جامعه‌شناسی که شهرهای مهاجرپذیر، معمولا درجه‌ی ارتکاب جرمشان بالاتر است. یک علتش هم این است که کسی مهاجرهای تازه‌وارد را نمی‌شناسد تا مهاجر از ترس ریخته شدن آبرویش دست به کارهای خلاف نزند. این‌جور بگویم: کسی که فکر فساد توی سرش باشد، توی یک شهر غریب، راحت‌تر می‌تواند آن را عملی کند تا توی شهر خودش که آدم‌های زیادی او را می‌شناسند.
    و چون قم، یک شهر مهاجرپذیر است -که نه فقط از شهرهای مختلف، که از کشورهای دیگر هم به آن هجرت می‌کنند-، طبیعی است که مشمول این قاعده باشد. تازه یک ویژگی دیگر این شهر هم این است که غیر از مهاجرین، مسافرهای زیادی هم به این شهر سفر می‌کنند که همین امر، به بالارفتن میزان جرمش بیشتر کمک می‌کند.

    داشتم فکر می‌کردم که اگر واقعا فساد این شهر خیلی زیاد باشد و از مسافرهای زیادی که می‌روند و می‌آیند هم فاکتور بگیریم؛ چقدر این حرف که بعضی‌ها (وقت نشد برم بگردم لینکش رو پیدا کنم!) گفته‌اند می‌تواند درست باشد که «علما و طلبه‌ها، اگر خیلی راست می‌گویند و هنر دارند، همین شهر قم را درست کنند و یک آرمان‌شهر ازش بسازند».
    جوابی که برایش پیدا کردم این است که قبل از هر چیز، منکر این نیستم که عده‌ی زیادی از علما، از آن عالمان از دنیا بریده‌اند که سرشان فقط به کار خودشان است و آخرتشان، و کاری به کار کسی ندارند -فعلا کاری نداریم که این علم و تهجد چقدر درست است-. منکر این هم نیستم که دست‌کم طلبه‌های زمان ما، همه‌شان از آن آدم‌های فرهیخته و خداترس و پاک و عاری از گناه نیستند که ما بعضا توی ذهنمان انتظارش را داریم.
    این دو دسته را که از کل طلاب و علمای قم کم کنیم، می‌ماند عده‌ای که نمی‌گویم تعدادشان کم است؛ اما کارشان سنگین است: تربیت اخلاقی آدم‌های یک شهر که هر کدامشان از یک جای دنیا آمده است اینجا؛ با فرهنگ‌هایی به شدت متفاوت، و آیین و هنجارهای مختلف. آن هم کسانی که قرار نیست اینجا ماندگار باشند. کسانی که بعد از چند سال، از اینجا می‌روند و یک عده‌ی دیگر جایشان را می‌گیرد. قم دائما دارد ساکنینش را عوض می‌کند. انگار هر روز پوست می‌اندازد. یکی درسش تمام شده و می‌رود، یکی تازه درسش شروع شده و می‌آید.
    من معتقدم که کار فرهنگی انجام دادن روی یک عده، حداقل چیزی که لازم دارد، زمان است. این‌جور نیست که یک هفته‌ای بشود روی فرهنگ و ایدئولوژی کسی اثر گذاشت. حالا با این وضعی که شهر قم دارد، و این که تعداد زیادی از ساکنینش موقتا در آنجا زندگی می‌کنند، به نظر شما چقدر می‌شود انتظار داشت که کارهای فرهنگی در آنجا جواب دلخواه را بدهد؟

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: , , , ,