دیشب بالاخره شرایط زندگی دانشجویی اجازه داد و برای اولین بار، برنامهی «دیروز، امروز، فردا» را دیدم.
توی مجموع صحبتهای آقای فلاحیان، یک چیزی بود که بعدش فکرم را به خودش مشغول کرده بود.
فلاحیان که از همان اوائل افتاده بوده است توی کارهای اطلاعاتی، انگار کلا مشی سیاسیاش اطلاعاتیوار و برمبنای سکوت و بیخبر گذاشتن و تطهیر شکل گرفته بود.
وقتی از سانسور و عدم انتشار بعضی صحبتهای منتظری در زمان قائممقامیاش میگفت، وقتی از تطهیر منتظری و تلاش برای حفظ ظاهر او حرف میزد، وقتی دربارهی کتمان کردن بیرقیب بودن جرائم فساد اقتصادی در زمان وزارتش میگفت، و زمانی که دربارهی تحولات اخیر حرف میزد و مسئلهی اصلی نظام را با سران فتنه، اعلام برائت آنها از اتاقفکر پوسیدهشان در خارج از مرزها میدانست(!)؛ ماندم که کدام یک درستتر است: سکوت و تطهیر و لاپوشانی هر گند و اشتباهی به نام «مصلحت نظام» یا اعتراض و فاش کردن و رسوا کردن فاسدین و فاسقین؟
ماندم که اگر همین سکوت و تطهیر و حفظ ظاهر مفسدین و منافقین نبود، الان اوضاع کشور چطور بود؟ آیا همین مداراهای امثال آقای فلاحیان -که کم هم نیستند- باعث کِشدار شدن قضایایی مثل قضیهی سید مهدی هاشمی و منتظری، و خون دل خوردن امام نبود؟
ماندم که صلاح مملکت، واقعا تا چه حد در گرو این همه کتمان کردن و بیخبر گذاشتن ملت بوده است؟
نمیدانم فاش کردن و رسوا کردن اینها بیشتر به نظام ضربه میزده است یا سکوت و اجازهی رشد دادن و ریشه دواندنشان در نظام؟



