.
اینکه هنوز نتوانستهام وظیفهی امروزم را در قبال غزه پیدا کنم، اینکه فرصت مطالعه و کسب اطلاع دربارهی حماس و غزه و چیزهای مهم مربوط به غزه را ندارم، اینکه بعضی اولویتهای زندگیام جابجا شده است، اینکه تاریخ اسلام را آن طور که باید نمیدانم، اینکه دانشکده پاسخگوی بعضی انتظاراتم نیست و باید تا دیر نشده خودم دست به کار بشوم، اینکه درسم را آن طور که انتظار داشتم نخواندهام، اینکه من کجا هستم و کجا باید باشم، و هزارتا «اینکه»ی دیگر؛ از این روش زندگی دلسرد و ناراضیام کرده است. این روزها خیلی خستهام. باید به برنامههایم یک دستی بکشم و یک خانهتکانی حسابی بکنم؛ برنامههای غیرضروری و مزاحم را حذف کنم و اولویتها را یک بار دیگر تنظیم کنم.
کمی مطالعه، کمی وبگردی جهتدار، کمی سکوت و کمی هم تفکر، شاید حالم را بهتر کند…

