نگارهٔ بیست و سوم
نگارهٔ بیست و نهم
نگارهٔ شانزدهم
نگارهٔ سی و نهم
نگارهٔ سی و هفتم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱م, تیر ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 264 نفر

    آقای مدیر برنامه‌های اردیبهشت ماه را می‌گذارد روی میزم. کاغذها را نگاهی می‌اندازم. یک طرفش دست‌نویس آقای رئیس است، طرف دیگرش گزارش کار ماه قبل که تازه تحویلش داده‌ام…

    ۷ اردیبهشت ۹۰

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۵م, دی ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 124 نفر

    .
    اغلبِ مدیرها آدم‌های راضی‌ای هستند؛ راضی از زیرمجموعه‌شان و نتایج کارهایی که انجام می‌دهند. البته نارضایتی ِ نسبی، همیشه هست؛ اما اغلب، از کلیت مجموعه و کارهایشان راضی هستند.

    حتما برایتان پیش آمده که از یک مدیر به خاطر نارسایی در سازمانش، یا مثلا از مسئول برگزاری یک همایش یک روزه انتقاد کنید و در جواب با رضایت آن‌ها روبه‌رو شوید. شاید حتی خیلی اوقات با خودمان فکر کرده‌ایم که این مدیر یا مسئول چقدر انتقادناپذیر است؛ اما واقعیت این است که یک مدیر، کل‌نگر است و نتیجه‌ی کارش را نسبت به امکانات، مشکلات، کاستی‌ها و سرمایه‌های اجتماعی‌ای که داشته می‌سنجد؛ در حالی که مخاطب یا مدعو یا ارباب‌رجوع، نگاهی مقطعی به کارها دارد. او از مشکلاتی که بر سر راه گروه بوده است بی‌اطلاع است و از امکاناتی که گروه در اختیار داشته آگاهی دقیقی ندارد.

    این را چند سال اخیر که خودم درگیر کارهای اجرایی شده‌ام، تجربه کرده‌ام و دیده‌ام که خیلی وقت‌ها می‌شده نتیجه‌ی یک کار، بسیار بهتر از این باشد، اما وقتی نتیجه را با مشکلات و امکاناتی که داشته‌ایم می‌سنجم، به نظرم نتیجه‌ی قابل قبولی بوده است.

    این حالت رضایت، در اغلب مدیران وجود دارد. فرقی نمی‌کند که آن مدیر، مدیر یک گروه فرهنگی کوچک باشد، یا یک اداره‌ی خصوصی یا دولتی، یا رئیس یک سازمان دولتی، یا حتی رئیس یک دولت.

    فقط باید مواظب بود که به عنوان مدیر یا مسئول، دچار خودکامل‌بینی(!) و انتقادناپذیری نشد و باور کرد که انتقادها همیشه از سر مخالفت با مدیر نیست، و دلسوزی و انتظاری که منتقد از آن مجموعه دارد هم می‌تواند ریشه‌ی انتقادات باشد، و به یاد داشت که پیشرفت، نقطه‌ی پایانی ندارد و همیشه جای رشد و بهتر شدن هست.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی٬کمی نقادی
    برچسب ها: ,