نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۹م, شهریور ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 198 نفر
.
به من هم اگر چپ و راست گیر میدادند که «چرا حواست به حرف زدنت نیست» و «منظورت از این حرفا چی بوده» و «تو حتما یه خائنی» و «اعدام باید گردد!» و «بگو برای کی کار میکنی» و… هی هر روز میرفتند شکایتم را به بابا و مامان و بابابزرگ و اجداد مرحومم میکردند و هی توی دهنم میزدند و میگفتند «بگو غلط کردم وگرنه از خونه میندازیمت بیرون!» و آقایان مرا به حضور نمیپذیرفتند و تحریمم میکردند و…، من هم قاطی میکردم و یادم میرفت که قبلا گفته بودم: «هزار بار میگویم ما با اسرائیل دوستیم» یا گفته بودم: «هزاربار میگویم مرگ بر اسرائیل»!
۸ نظر

