نگارهٔ هجدهم
نگارهٔ سیزدهم
نگارهٔ سی و هشتم
نگارهٔ دهم
نگارهٔ بیستم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۱۲۴

.

فقط چِک نیست که برگشت دارد، چَک هم برگشت دارد…

.

* صفحهٔ ۷۹
* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۹م, شهریور ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 198 نفر

    .
    به من هم اگر چپ و راست گیر می‌دادند که «چرا حواست به حرف زدنت نیست» و «منظورت از این حرفا چی بوده» و «تو حتما یه خائنی» و «اعدام باید گردد!» و «بگو برای کی کار می‌کنی» و… هی‌ هر روز می‌رفتند شکایتم را به بابا و مامان و بابابزرگ و اجداد مرحومم می‌کردند و هی توی دهنم می‌زدند و می‌گفتند «بگو غلط کردم وگرنه از خونه می‌ندازیمت بیرون!» و آقایان مرا به حضور نمی‌پذیرفتند و تحریمم می‌کردند و…، من هم قاطی می‌کردم و یادم می‌رفت که قبلا گفته بودم: «هزار بار می‌گویم ما با اسرائیل دوستیم» یا گفته بودم: «هزاربار می‌گویم مرگ بر اسرائیل»!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان
    برچسب ها: ,