نگارهٔ پنجاه و پنجم
نگارهٔ پانزدهم
نگارهٔ بیست و پنجم
نگارهٔ پنجم
نگارهٔ چهل و ششم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۱۲۴

.

فقط چِک نیست که برگشت دارد، چَک هم برگشت دارد…

.

* صفحهٔ ۷۹
* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۸م, فروردین ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 513 نفر

    .
    وقتی یک نفر بر حسب اتفاق – یا حالا بی‌احتیاطی خودش- می‌افتد توی استخری، رودخانه‌ای، چیزی؛ بقیه نمی‌آیند همان‌جا برایش کلاس درس بگذارند که «خوبه، آفرین، یه کمی خودتو شل کن، دست و پا نزن، نترس الان میای روی آب»، یا «صبر کن حالا که توی آبی بیام شنا یادت بدم که غرق نشی!». می‌آیند دستش را می‌گیرند و از آب می‌کشنش بیرون. چون همه می‌دانند که آن موقع، وقت این حرف‌ها نیست. آموزش شنا مال وقتی است که طرف آرامش داشته باشد و آمادگی‌اش را؛ مال قبل از توی آب افتادن و غرق شدن است.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (5 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی٬کمی نقادی
    برچسب ها: , , ,