.
امروز یک دفعه چشمم بهشان افتاد. به همه طرف میتوانستند بچرخند و خم شوند؛ چپ، راست، بالا، پایین. همهی سعیشان این بود که من را قائم نگه دارند تا تعادلم را حفظ کنم و نیفتم.
برای اینکه موقع راه رفتن تعادل داشته باشیم، کف پا باید مماس باشد با زمین؛ یعنی با بدن یک زاویهی ۹۰ درجه را بسازد. روی سطوح صاف، بدن زیاد مشکل ندارد، ولی روی سطح شیبدار –فرقی ندارد که شیبش به سمت بالا باشد، یا پایین و یا راست و چپ- باید این زاویه گاهی کمتر و گاهی بیشتر باشد تا هم کف پا مماس با زمین شود و هم بدن قائم بایستد. این کار را مچ پا خوب و دقیق انجام میدهد. آنقدر انعطاف دارد و کارش را خوب بلد است که آدم حتی متوجه وجودش نمیشود. من که تا حالا هیچ به این فکر نکرده بودم که «پا» چقدر با آدم راه میآید!
*** زهرا یک سال و چند ماهشه. مادرش میگفت دیروز تازه فهمیده که همهی آدما پا دارن!
میگفت قبلا هم بهش پای آدما رو نشون داده بودم؛ اما انگار تازه دیروز، متوجهی پای خاله و داییهاش شده بوده و با ذوق و شوق پاشونو نشونم میداد و میگفت نگاه کن اینا هم پا دارن… ![]()
خلاصه ذوقزده شده بود از کشف چیزی که هر روز جلو چشمش بوده و میدیده؛ یا بهتر بگم: جلو چشمش بوده و نمیدیده.
انگار یه جورایی ما هم شبیه زهراییم. یه عالمه چیز دور و برمون هست که نمیبینیمشون و یه موقعی، با یه اتفاقی توجهمون جلب میشه و اونوقت، انگار که کشفشون کرده باشیم، ذوقزده میشیم… مثلا چی؟ مثلا نعمتهای مادی و معنوی خدا.
امروز زهرا توجهاش به چشم مادرش بود و داشت یه کشف جدید میکرد: همهی آدما چشم دارن!![]()
گمونم ما هم روزی یه کشف جدید بکنیم کفایت کنه!![]()
*** شیخ رجبعلی خیاط میگفت: در گفتن لا اله الا الله راستگو باشید، اله چیزی است که دل انسان را برباید، هر چیزی که دل او را ربود، خدای اوست…
افرءیت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علی علم
.:: آیا دیدی کسی را که هوس خود را خدای خود گرفته و خداوند او را با آگاهی (به عدم شایستگیاش نسبت به هدایت) گمراه ساخته است؟! (جاثیه/۲۳) ::.
حالا اگه گفتین هر کدوم از ما چند تا خدا داریم؟!

