.
این هم از منزل جدیدمان. آخرش این دفتر توسعه و آشنایی با گوگلریدر و متعاقبش خواندن شیرآیتمهای آیتی و تعریفات وردپرسی و بعد هم فرندفید و اینها کار دستمان داد و ما را آوارهی وبلاگستان کرد تا بالاخره در یک روزی مثل نیمهی شعبان، منزل جدید به ناممان سند بخورد و یکجورهایی به کمک وردپرس بشویم صاحبخانه!
از حق نگذریم بلاگفا صاحبخانهی خوبی بود؛ اما چه کنیم که وردپرس با این اوپنسورسش ترکانده و از شیر آدمیزاد تا جان مرغ … یا حالا چه فرقی دارد؟! از جان مرغ تا شیر آدمیزاد درش یافت میشود.
به کمک تیم وردپرس فارسی، کلیهی مطالب وبلاگ سابقمان را انتقال دادیم به منزل جدید؛ هرچند فردای همان روز جناب آقای شیرازی، مدیر محترم بلاگفا، سدی بر این نقل و انتقالات ساختند که هنوز خراب نشده است!
بگذریم…
دنیای راه راه، در طول مدت حدود ۲۰ ماه فعالیتش، وبلاگ نسبتا خوبی بود؛ هرچند انکار نمیکنم که بعضا پستهای اسپم(!) هم توش پیدا میشد. اما پستهای خوبی هم داشت که بعضیش بعد از گذشت یکسال هنوز هم تازگی و طراوتش را حفظ کرده است و دستبهدست در وبلاگستان میچرخد! (چقدر متواضع!)
و اما مروری بر آنچه گذشت:
.
پرطرفدارترین مطلب:
شهریور ۸۶، مقارن با ماه مبارک رمضان، دومین پست گفتوشنود را که منتشر کردم، خیلی بیشتر از اولین گفتوشنود توی اینترنت پخش شد و هنوز که هنوز است وبلاگهایی را میبینم که این پست را اغلب با عنوان «چت با خدا» -با رعایت حق کپیرایت و بدون رعایت حق کپیرایت- منتشر میکنند. این همان پستی بود که یک هفته بعد از انتشارش سایت تبیان بدون اطلاع و اجازه، و بدون ذکر منبع، ازش استفاده کرد و بعد از یکی دو روز پیگیری و تماسهای تلفنی، بین لینک دادن به وبلاگم و برداشتنش از روی سایت، دومی را انتخاب کرد!
.
پربازدیدکنندهترین مطلب:
پربازدیدکنندهترین مطلب وبلاگ قبلیام، که سایتهای خبری هم رویش کار کردند، همان دو پستی بود که راجع به انفجار بمب در شیراز نوشته بودم؛ که یکی شرح ماوقعش بود و دومی که بیشتر از اولی هم مورد توجه قرار گرفت، پاسخ به دو ابهام راجع به انفجار بود.
به استناد فیدبرنر و گوگل آنالیتیکس، بعد از این دوتا مطلب که تعداد بازدیدکنندگان وبلاگم را در یک روز به ۱۷۰۰ نفر افزایش دادند، پربازدیدکنندهترین مطلب، ابزار نوین وبگردی بود که به معرفی گوگلریدر اختصاص داشت و بعد هم پست هالهی نورانی رئیسجمهور که در نقد مطلبی بود از وبلاگ بر ساحل سلامت و در نهایت همین پست آخر، در مورد نامجو و کار هنریاش(!) با قرآن!
حالا بعد از یک فترت یک ماهه به وبلاگستان برگشتهام. اگر هیچ کس هم از برگشتنم به وبلاگستان خوشحال نباشد، خودم خیلی خوشحالم!
.
پ.ن۱: خوشحالی دومم هم برمیگردد به قبولیام در کنکور ارشد که قبلا -با از دست دادن شانس قبولی در دانشکده اصولالدین- حسابی ناامید شده بودم، اما آخرش دعای مادر و لطف حضرت معصومه(س) کار خودش را کرد و من هم قُمی شدم!
پ.ن۲: خیلی از دوستان در راهاندازی این وبلاگ کمکم کردند. از جمله: تیم وردپرس فارسی، آقای عطروش، جناب مهران، جناب امیرعباس و منیره عزیز -که لوگوی زیبای جیمیلم را طراحی کرده-… از همهی این دوستان به خاطر وقتی که گذاشتند صمیمانه تشکر میکنم.


(3 رأی، میانگین: 4.33 امتیاز از 5)