اقدام به انتخاب وزرای زن، از همان اولش حرف و حدیثهای زیادی به همراه داشت. بعضیها بنا به دلایلی مخالف بودند و بعضیها هم اعلام موافقت کردند. بعضیها این را عمل به شعاری میدانستند که سالها در انتخابات مختلف تکرار میشد. بعضیهای دیگر حتی به این هم فکر کرده بودند که با این همه سفرهای استانی هیئت دولت، همراهی سه خانم در آن جمع، مشکل است.
فکر میکنم اگر قرار باشد بنا را بر شایستهسالاری بگذاریم، بحث جنسیت کاملا منتفی و حتی خندهدار میشود. زنان ایرانی به خوبی نشان دادهاند که در زمینههای مختلف توانایی، دقت و پشتکار دارند.
اما با همهی این احوال، وقتی دقیقتر به مسئله نگاه میکنم، میبینم شخصا حضور خانمها را توی این جور جاها دوست ندارم. زن لطیف است، رقیق است؛ اصالتا سنخیتی با این جور کارهای زمخت و سنگین ندارد. من با حضور زن در اجتماع، اصلا و ابدا مخالف که نیستم هیچ، آن را ضروری هم میدانم.
اما تصور کنید یک وزیر پُرکار، اگر بخواهد ادای دین کند، شب و روزش در گیرودار کار میگذرد. بعد فکرش را بکنید که این خانم وزیر، خانه و خانواده را هم باید ساپورت کند. بله، مرد هم در خانه تعهداتی دارد؛ ولی گمان نکنم این روزها دیگر کسی تفاوت وظایف و نقش زن و مرد، و تأثیری را که هر کدام بر خانواده دارند، نداند. یک خانم وزیر که هر روز، صبح تا شب درگیر است و بعضی از شبها را به خاطر سفرهای کاری در منزل نیست؛ یا از عهدهی انجام وظایف اصلیاش به خوبی برنمیآید، یا مجبور به تحمل فشار و سختی زیادی میشود و یا اعضای دیگر خانواده را به سختی میاندازد، یا همهی این موارد با هم!
از این گذشته، همراهی دائمی با مردان و برخورد با انواع خلقیات مردانه، بدون شک در لطافت روح زن و خلقیات او اثرگذار خواهد بود.
تعجب میکنم از بعضی از دوستان همسلکم که ندای مبارزه با فمینیسم را سر میدهند، اما به طور جد خواستار حضور زنان حتی در جایگاه ریاست جمهوری هستند. این فریادها و تصدی این مشاغل، بیشتر از اینکه نشان از توانایی زنان داشته باشد، حاکی از تلاش زنان در جهت اثبات برابری با مردان و به معنی باور داشتن ضعف زنان در مقابل مردان است.
تا زمانی که مردانِ توانمندی، برای تصدی این مشاغلی وجود دارند، هرگز عزت و عظمت زن را در اشغال چنین پُستهایی نمیبینم.




(6 رأی، میانگین: 3.83 امتیاز از 5)