نگارهٔ سی و هشتم
نگارهٔ چهل و نهم
نگارهٔ بیست و پنجم
نگارهٔ دوم
نگارهٔ سی‌ام
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۱۲۴

.

فقط چِک نیست که برگشت دارد، چَک هم برگشت دارد…

.

* صفحهٔ ۷۹
* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, اسفند ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 161 نفر

    عکس از علی‌رضا شاطری

    .
    با این که تقریباً هیچ‌وقت، دوست و همراهِ کتاب‌خوان نداشته‌ام که باهاش لذت‌های کتاب‌خوانی‌ام را به اشتراک بگذارم؛ اما هنوز این حظِ کتاب‌خوانی و اشتیاقِ انکار نکردنی برای هم‌خوان کردنش از سرم نیفتاده است.

    دوستِ کتاب‌خوان البته زیاد داشته‌ام، اما این طور همراهی که با هم کتابی را شروع کنیم و از به‌ترین و بدترین قسمت‌های آن با هم حرف بزنیم نداشته‌ام. کسی که حتی اگر کتابی که می‌خوانم را نخوانده است، بفهمد دارم در موردش چه می‌گویم و شریک شود در لذتِ کتاب‌خوانی‌ام.

    بعضی وقت‌ها که حظِ مطلب (یا فضاحتش) زیاد است و درجهٔ کیفوریتِ من (یا انتقادم) بالا می‌زند، در موردش توییت می‌کنم؛ گرچه شده به اندازهٔ یک عبارتِ مبهمِ ناتمام که کسی هم ازش سر در نیاورد. در آن لحظه، فقط به انتقالِ آن لذت فکر می‌کنم؛ هر چند مخاطبی نداشته باشد.

    همین اشتیاقِ حرف زدن دربارهٔ کتاب… فرقی نمی‌کند کتابِ ادبی یا غیرادبی؛ درسی یا غیردرسی… همین اشتیاق بود که من را به فکر داشتنِ یک گنجینه در وبلاگم انداخت؛ اما به هر حال گنجینه محدودیت دارد و به قدر کافی نمی‌شود در موردِ زیبایی‌های یک کتاب یا یک کلام در آن نوشت یا به قدرِ کفایت غُر زد. هر چه باشد، یک گنجینهٔ بی‌احساسِ کم‌ظرفیتِ وبلاگی، نمی‌تواند جای دوست را بگیرد.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (4 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خوراک روح
    برچسب ها: , ,