نگارهٔ چهل و سوم
نگارهٔ سی و یکم
نگارهٔ بیست و سوم
نگارهٔ شصتم
نگارهٔ سوم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۱۲۴

.

فقط چِک نیست که برگشت دارد، چَک هم برگشت دارد…

.

* صفحهٔ ۷۹
* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۳م, بهمن ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 351 نفر

    راهپیمایی حماسی ۲۲ بهمن ۸۸

    برای ما که زمان انقلاب را درک نکرده‌ایم و در جریان حوادث دهه‌ی اول آن نبوده‌ایم، تجربه‌ی این چند ماه فتنه، تجربه‌ی جالبی بود.

    در جریان حوادث اخیر، شاهد پوست‌انداختن‌های زیادی بودیم؛ آدم‌هایی که مشی جدیدی نسبت به گذشته‌شان در پیش گرفتند و راه خودشان را از مسیر امام(ره)  و انقلاب جدا کردند. غربال شدن آدم‌ها، و خصوصاً خواص در جریانات اخیر، یکی از بهترین و مهم‌ترین نتایج این فتنه بود.

    در معنای لغوی «فتنه» گفته‌اند: «اصل آن به معنی گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى آن از ناخوبى آشکار شود». یعنی اتفاقی که دقیقاً در این حوادث افتاد (و دارد می‌افتد) و بدنه‌ی خواص را رو به خالص شدن برد.

    بعد از راهپیمایی عظیم و سراسری ۲۲ بهمن، بعضی از دوستان، از آقایانی که آتش فتنه را برانگیخته بودند و خصوصاً از آقای موسوی تشکر کرده بودند که باعث رونق هر چه بیشتر راهپیمایی شده بودند! واقعیت این است که همه‌ی این حوادث باعث تجدید بیعت ملت با آرمان‌های انقلاب و امام خمینی(ره) و تقویت وحدت و یک‌پارچگی شد و طراوت تازه‌ای به مناسبت‌های سالانه‌ای مثل روز قدس و ۲۲ بهمن داد.

    صدا و سیما در این تجدید بیعت، دست‌کم در دهه‌ی فجر، سهم بسزایی داشت. البته انتقادات آقای سعید قاسمی به صدا و سیما و سایر نهادهای مسئول، مانند آموزش و پروش و آموزش عالی، همچنان به قوت خود باقی است. رو کردن آرشیوهای نابی از انقلاب و حوادث بعد از آن، نه فقط برای ما نسل سومی‌ها، که حتی برای کسانی که آن زمان‌ها را درک کرده‌اند، از بسیاری جهات تازه بود و تبیین کننده.

    کلیک کنید.

    سرخوردگی و اعتراف به شکست دوستان متوهم سبز، بعد از ۲۲ بهمن و شکست پروژه‌های مضحک‌شان در این روز و ناامیدی و دلسردی‌ای که در تک‌تک نوشته‌ها و توجیهاتشان مشهود است، همه حکایت از ته‌کشیدن اعتبار این جنبش و سران غافل و جاهل و معاند آن، حتی نزد سبزها دارد. فقط به عنوان یک نمونه، دست و پا زدن‌های نویسنده‌ی این مطلب را ببینید که چطور سعی دارد بعد از شکست مفتضحانه، به خودش دلداری بدهد. (برای خواندن موارد مشابهی از این دست، و دیدن اعتراف به شکست و نمونه‌هایی از سرخوردگی دوستان متوهم سبز، به سایت‌های جرس و بالاترین سری بزنید.)

    جان کلام را درباره‌ی متوهمینی که در توجیه قدرت‌طلبی‌ها و قانون‌شکنی‌های خود، دم از مطالبات «مردم» و نارضایتی «ملت» و همراهی آن‌ها با خودشان می‌زدند، در این بند از پیام رهبری بخوانید:

    «آیا حضور ده‌ها میلیون انسان بصیر و پرانگیزه در جشن سی و یک‌سالگی انقلاب کافی نیست که معاندان و فریب خوردگان داخلی را که گاه ریاکارانه دم از «مردم» می‌زنند، به خود آورد و راه و خواست مردم را که همان صراط مستقیم اسلام ناب محمدی صلی‌الله علیه و آله و راه امام بزرگوار است،‌ به آنان نشان دهد؟»

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (4 رأی، میانگین: 2.50 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, بهمن ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 538 نفر

    .

    لیلا ساکن ایران نبود و تا آن موقع تجربه‌ی شرکت توی راهپیمایی‌ها را نداشت، برای همین آن سال که ایران بودنش مصادف شده بود با ۲۲ بهمن، تأکید داشت راهپیمایی را تجربه کند. از قضا آن سال باران تندی هم می‌آمد. چترهایمان را برداشتیم و راه افتادیم.
    جمعیت که زیاد شد، گفتم: «لیلا! بیا چترهامونو ببندیم». توی آن جمعیت، هم چترها می‌رفت توی هم، و هم با آن همه فشردگی اصلا دیگر چتری لازم نبود؛ هر لحظه آدم زیر چتر یکی بود. لیلا که بعد از سر دادن شعار «بیست و دو بهمن‌ماه، حق مسلم ماست!» حسابی جو زده شده بود، با شور و هیجان می‌گفت: «نه! بذار آمریکا بفهمه ما چقدر چتر داریم!»

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (6 رأی، میانگین: 4.67 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: نوستالژی
    برچسب ها: , , ,